شب در ساتن سفيد

خوبتر از آن بودی که بتوان بر شاخه هايت وزيد

و در پس پوست ات آن قدر خیس تر از همیشه ی پاییز می باریدی

که می شد همه چيز را به جان خرید

و هیچ نگفت.

 

ساده تر از هميشه می نالیدی

که هيچکس نمی شنيد

و تلخ تر از تمام غروب ها می رميدی

از ميان تصاویر دیگران

که می شد تنها تو را دید

و برای همراهی ات ـ و بی همراهی ات - بدون چمداشتی رقصيد

و فروتنانه از همه چيز گذشت.

 

تو می خندیدی

و آن اندازه هيچ نمی گفتی

که به من بفهمانی لبریز گفتنی

و هيچکس نمی فهميد

و دور می رفتی، دور، دورتر

انگار می خواستی بگویی از همه کس نزدیك تر به منی.

 

تردتر از آن بودی که بتوان دست ات زد

خواستنی تر از آنکه بتوان خواست ات

و بيشتر از آن که بتوان اندکی کاست ات.

 

هرکه هرچه می خواهد بگوید

اما

خواب آلوده تر از آن بود چشمانت

که می شد هزار پاییز را بی گلایه نخفت

و خورشيد تر از آن

که هزار مرداد را در سایه نخفت.

 

لب بسته تر از آن بودی...دلخسته تر

که می شد خاطرت را نياشفت

و هيچ نگفت.

 

 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱۳
تگ ها :

در امتداد شب

من امروز به گذشته ی تمام ته سیگارها می مانم

که زمانی دراز بوده اند.

 

آهای! چهارراه کالج!

تو، تو که روی تقوایت پل زده ای

تو، تو که انتهای اصالتت ینگه دنیاییست

به چند اتوبوس، بی تفاوت خندیده ای

و چند مسافرکش ابله را

بگو چند

از فردوسی به انقلاب رسانده ای؟

و ما از آن بالا به گور پدر حافظ می خندیم

و چون سربالاییست

از سه به دو معکوس می دندیم!!

 

آهای رحیم  ب ب!

آهای بچه باز بازنشسته!

- تو را هرچه بنامند باز همان ب ب هستی -

سمبوسه را هنوز

سمبوسه را هنوز

به قیمت مرگِ باکرگی می دهی

یا تو هم در گیر توهم تورم شده ای؟

تورم قیمت ها مهم نیست

بگو با تورم پروستات ات چه می کنی؟

 

آهای دختر دبیرستانی!

تو، تو که به ما گفتی مادر قحبه

آن وقتی که بر می گشتیم

از آمادگی دفاعی، دیفرانسیل، سینوس چهل و پنج درجه و احتمال دو بار شیر آمدن در پنج بار پرتاب سکه

یادت هس

..س خوار درس!

 

کاسه ی گداییمان را به چهار راه ولیعصر رساندیم

که یک بچه باز در آن تف کرد

و نشیمنگاه کودکی های تمام نظام قدیمی ها

تر شد.

و دوران دانش آموز بودن و کف دستی حال کردن یک شبه آخر شد.

 

پارک دانشجو! پارک دانشجو!

یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانیست

یک لحظه غفلت برابر یک لطمه ی جانیست

اینجا در پیش تو

چیزی به پشت هرکس می شود فرو!

 

آهای انقلاب! آهای!

وای که اگر آن آش فروشی در تو نبود

که هرچه پول می دهیم به ما آش می دهد

یا آن مغازه که به ما رِنگ نیشاش ناش می دهد

تو بهترین جای دنیا نبودی برای زیستن

برای در عمق یک جامعه ی بدبوی نکبتی گریستن

آن روزها

ششششششششد خخخخخخزان گگگگگلشن آآآآآآآآشنایی

نه! برای مصرع دوم نمانده نایی

 

آهای خیابان آزادی! آزادی!

ای لغت دهن پرکن عوضی!

ای مجهول حل ناشده ی فرضی!

ای مرض واگیر!

ای معده ی فراخ سیری ناپذیر!

که همیشه ی تاریخ قربانی گرفته ای.

تو مدت هاست

که از تخم رفته ای.

 

آهای دانشگاه! دانشگاه!

در تو دانش به گا رفته

من که یادم هست

من به چشم دیدم

که در تو هزار چیز به هزار کس خواهی نخوا رفته

...

از چهار راه کالج

این ته مانده ی اصالت یانکی

به میدان آزادی می رسم

و تاریخ را اینگونه مرور می کنم

و خودم را همراه هر وصله ی ناجور می کنم

در عصری گرفته

سوار بر اتوبوس شرکت واحد.

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱۱
تگ ها :

چيز خاص

وقتی پنجمین خودکشی اتفاق افتاد بازپرس ویژه مامور شد تا بازدیدی از پل عابر انجام دهد و گزارشی تهیه کند. مامورانی که پس از آگاهی از ماجرا به آنجا رفتند تکه کاغذی در جیب بغل او پیدا کردند که نشان می داد تا آخرین دقایق کارش را به خوبی انجام می داده، نوشته بود: پله ها کمی لیز است و هرلحظه امکان سر خوردن وجود دارد، به بالای پل رسیدم بوی شدید کباب به مشامم می رسد که به احتمال زیاد از چلوکبابی مشرف به پل است. از این بالا تابلوی تبلیغاتی بزرگی در انتهای خیابان دیده می شود که شیرآلات دستشویی را تبلیغ می کند، در سمت جنوب پلاکاردی دیده می شود که روی آن نوشته از همین امروز به فکر فردای خود باشید. پایین، ماشین ها با سرعتی سرگیجه آور در رفت و آمدند. مغازه های دو سوی خیابان بیشتر جواهرفروشی هستند و زوج ها تند تند به آنها وارد و از آنها خارج می شوند. در کل چیز خاصی به چشم نمی خورد. در کل چیز خاصی به چشم نمی خورد...(این جمله نه بار تکرار شده بود.)

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٩
تگ ها :

در رفتن

در رفتن درنگی نيست.

در رفتن ننگی نيست

اگر اينجا ماندن

اگر ماندن برای با شما بودن

اگر برای با شما بودن پا فشردن

يعنی

دلمه بستن

يعنی

به چرک نشستن

در رفتن درنگی نيست

ننگی نيست.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٦
تگ ها :

ايران قهرمان ميشه خدا می دونه که حقشه به لطف يزدان و بچه ها...

از آنجایی که با تعلیق فوتبال ایران موجی از غم و اندوه جامعه ی چمنی بازها، فحاش ها، سیاوش ها، عربده کش ها، داربی پرست ها، تخمه آفتابگردان شکن ها، صنف مینی بوسرانان خط انقلاب – آزادی، مجمع دلالان و ترانسفرکاران عضو جنبش عدم هرگونه تعهد و هوشنگ نصیرزاده نویسنده ی کتاب چگونه قوانین و تبصره های فیفا را نوشتم و خیلی های دیگر را فرا گرفت، آزمون چهار گزینه ای زیر برای روشن شدن افکار عمومی برگزار می شود:

1. فیفا ما را تعلیق کرد چون...

الف. ما توانستیم به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم و انرژی هسته ای همان فوتبال است و فیفا همان آژانس است و بلاتر همان دکتر البرادعی خودمان است که لهجه اش را عمل کرده.

ب. سپ بلاتر جد اندر جد صهیونیست است و ایشان شب ها با کلاه و ریش مبدل در جمع های صهیونیستی شرکت می کند.

ج. ما فیفا و کل جهان را تحمیق کردیم.

د. عرب ها در کار ایران موش دوانی کرده اند به جای اینکه موش ها را بگیرند، کباب کنند و بخورند.     

2. پس از تعلیق، فوتبال ایران به چه شکل درخواهد آمد؟

الف. مخلوط معلق سوسپانسیون

ب. امولسیون

ج. مخلوط معلق فوتبال محلات در زمین های خاکی

د. مخلوط معلق خود گوزی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!

3. از میان گزینه های زیر کدام گزینه بیشتر از سایرین شیفته ی تعلیق است؟

الف. آلفرد هیچکاک

ب. بن همام

ج. بهرام شفیع

د. محمد دادکان

4. در صورت گِل گرفته شدن در و پنجره های فدراسیون فوتبال چه گروهی بیشترین سود را خواهند برد؟

الف. تیم ملی قطر چون در کهکشان راه شیری فقط ما مانع قهرمانی آنها بودیم که حالا نیستیم.

ب. صهیونیست جهانی و عمله بناهای آنها

ج. مجمع روسای برکنار شده و استعفا داده ی فدراسیون فوتبال

د. مادران فوتبالیست ها

5. فدراسیون یونان هم پیش از این یک بار با چنین محرومیتی روبرو شده...

الف. چون یونانی ها به کل منکر هولوکاست هستند.

ب. چون یونانی ها سابقه ی دوستی چند صد هزار ساله با ایرانیان دارند.

ج. چون معاون نخست وزیر یونان حتا در خواستگاری رفتن یا نرفتن اعضای تیم ملی فوتبال این کشور دخالت می کند.

د. چون مربی یونان اتوره هاگل است که آلمانی است و پدربزرگش در آشویتس متصدی کوره بوده و در آن می دمیده.

6. FIFA مخفف چیست؟

الف.Federation of Iran Football Aversion

ب. Federation of Islamic republic Football Aversion    

ج. Federation of Israel Football Association

د. Federation of Illegal Football Association

7. خوش تیپ ترین، ورزشکارترین و خبره ترین رییس سازمان تربیت بدنی کشور در طول تاریخ دو هزار و ششصد ساله کدام گزینه ی زیر است؟

الف. دکتر قلی آبادی

ب. پروفسور تقی آبادی

ج. استاد ولی آبادی

د. مهندس علی آبادی

8. به زودی بیکارترین فدراسیون کشور کدام گزینه خواهد بود؟

الف. فدراسیون راگبی روی یخ

ب. فدراسیون پنگوئن سواری در امواج خروشان

ج. فدراسیون وزنه برداری

د. فدراسیون فوتبال

9. در ایران یک رییس فدراسیون از چه طریقی ممکن است کارش را از دست بدهد؟

الف. برکنار شود.

ب. استعفا بدهد.

ج. اول برکنار شود و بعد استعفا بشود.

د. استعفا بدهد بعد از چهار ماه برکنار شود و بعد از شش ماه استعفا بشود.

استثنائا ه. همه ی اعضای تیم ملی به جز یک نفر اشتباهی دوپینگ کنند، بعد گندش دربیاید، فدراسیون محروم شود، از جیب ملت چهارصد میلیون تومان بی صاحب بروند زیر قرض، به طرف بگویند استعفا بدهد بگوید نمی دهم، برکنارش کنند نرود، از در بیندازنش بیرون از پنجره داخل شود، تویی قفل در ورودی فدراسیون را عوض کنند باز طرف نرود، یک پست بالاتر به او پیشنهاد کنند و طرف با هزار ناز بگوید باشه و بعد رو به دوربین مثل ای کیو سان یا خسرو شکیبایی تو فیلم سارا بگوید: من برمی گردم ولی در مقام بالاتر.

استثنائا و. اگر طرف اسم کوچکش داریوش باشد هیچوقت کارش را از دست نمی دهد فقط یک چندسالی می رود استراحت و بعد عین این اسباب بازی بچه ها که ته اش سنگین تر است دوباره بر می گردد سر جایش.

10. دادکان استعفا شد چون...

الف. ما باید سه بر هیچ مکزیک را می بردیم.

ب. باید چهار بر یک پرتغال را می بردیم تازه باید گل آنها از نقطه ی  پنالتی به ثمر می رسید.

ج. آنگولا را که باید دو رقمی می کردیم.

د. گزینه های الف و ب و جیم و باید به جای برانکو خوزه مورینیو را می آوردیم به جای شاهرخی آریگو ساچی و باید الیور کان تابعیت اش را عوض می کرد و درون دروازه ی ما می ایستاد جای میرزاپور و داورهای سه بازیمان هم باید به ترتیب هوشنگ نصیرزاده، غیاثی و دکتر سیار می بودند و باید صفایی فراهانی را هم می گذاشتند جای سپ بلاتر و مقر فیفا را هم باید می آوردند علی آباد کتول و جام جهانی را هم باید از منیریه می خریدند و آخر سر هم رضازاده باید جام را اهدا می کرد به کاپیتان علی دایی.

11. نالایق ترین و آویزون ترین داریوش تاریخ تمدن ایران که بوده است؟

الف. داریوش اول

ب. داریوش دوم

ج. داریوش سوم

د. داریوش میم

12. با انهدام فدراسیون های وزنه برداری و فوتبال...

الف. شاهد افزایش خرید کتاب و رونق کتابخوانی خواهیم بود.

ب. کشور با کاهش شدید نرخ افتخار کردن روبرو خواهد شد.

ج. جوانان به رشته های فکری، هنری، زیبا و با اهمیت دیگری مانند کونگ فو، فول کنتکت، ووشو، حرکات موزون با لانچیکو روی خواهند آورد.

د. صدا و سیما با کمبود شدید پخش آهنگ ورزشکاران پیروز باشید، رخشان چون گل هر روز باشید روبرو خواهد شد.

13. صدا و سیما طوری خبر تعلیق فوتبال ایران را پوشش داد که انگار دارد خبر...

الف. کشیدگی رباط صلیبی هافبک اتلتیک بیلبائو در تمرینات را پوشش می دهد.

ب. عطسه ی خواهرخوانده ی مدیر باشگاه آرمینیا بیله فلد تیم مادام العمر سابق علی دایی را پوشش می دهد.

ج. ولادت دو قلوی بازیکن ذخیره ی گمنام تیم فوتبال داخل سالن را پوشش می دهد.

د. افزایش بی رویه ی پشت موی وحید شمسایی را پوشش می دهد.

14. از آنجایی که تیم فوتبال ما دیگر نمی تواند در مسابقات بین المللی شرکت کند...

الف. باید با سایر کرات ارتباط برقرار کرده و تیم مان را به مسابقات فراکروی و حتا فرامنظومه ای اعزام کنیم.

ب. برای اینکه فیفا نفهمد، تیم فوتبال کشورمان را به نام دیگری به مسابقات اعزام کنیم مثلا تیم ملی پارس جنوبی یا تیم ملی جمهوری اسلامی ونزوئلا.

ج. باید تمامی مسابقات برون مرزی تمامی رشته های ورزشی و غیر ورزشی را تحریم کنیم در اینصورت جهانیان از دیدن ریخت همراهان تیم های ملی کشورمان محروم می شوند.

د. هر استان به نام یک کشور نامگذاری شود و لیگ برتر را تبدیل به لیگ قهرمانان اروپا کنیم که عقده ای نشویم حالا کیفیت بازی ها به درک!

15. برای رفع محرومیتِ ایران باید...

الف. فیفا هرچه سریعتر اساسنامه ی خود را تغییر دهد.

ب. سپ بلاتر به زبان خوش استعفا دهد تا مهندس برکنارش نکرده.

ج. پیتر ولاپان و بن همام کت بسته تحویل نیروی انتظامی شوند تا عقب وانت در شهر چرخانده شوند.

د. همه موارد فوق

16. گند تاریخی فدراسیون فوتبال یادآور کدام بیت زیر است؟

الف. شبکه سه ورزش داره/ واسه جوونا ارزش داره.

ب. هرکی به گل دست بزنه/ شاپره نیشش می زنه.

ج. ای یار! ای یگانه ترین یار! چه مهربان بودی وقتی دروغ می گفتی!

د. دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ/ که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود.

17. کلیشه: فوتبال مانند زندگیست پس...

الف. همانطور که فیفا نتوانست ما را تعلیق کند شورای امنیت هم نمی تواند ما را تحریم کند.

ب. یکی بر سر شاخ بن می برید / خداوند بستان نظر کرد و دید. (این گزینه با سوال قبلی مشترک است.)

ج. کوفی عنان هم مثل سپ بلاتر به نف گرفته یه بشکه نف گرفته.

د. به قول مایلی کلنگ: همه چیزمان به همه چیزمان باید بیاید.  

 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٤
تگ ها :

.

بر گذرگاه موران

بر چراگاه ستوران

نشسته ام

بر تخته سنگی

خسته ام

نه بانگی!

نه رنگی!

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢
تگ ها :