تصحيح ديوان حافظ برای بچه های نامميز
از آنجایی که سالهاست ایرانی ها دیوان حافظ را گوشه ی تاقچه گذاشته اند به طوری که همه ی اعضای خانواده اعم از کودکان ممیز و ناممیز به آن دسترسی دارند و حتا شبهای یلدا بزرگترها آن را با وقاحت تمام بلند بلند می خوانند و این یک خط مطالعه ی ایرانی ها در سال فقط به مرحمت همین دیوان حافظ است و از آنجایی که تصحیح دیوان حافظ مد روز است و از بابا برقی تا کوبریک به آن اهتمام ورزیده اند، از این رو این حقیر تصمیم گرفتم جهت زدودن لغات و اصطلاحاتی که بنیان خانواده را روی ویبره می برند به عنوان نمونه یکی از غزلیات این کتاب را تصحیح نمایم که ابتدا اصل غزل و بعد اصلاحیه ها و در پایان غزل تصفیه شده می آید:
1. صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
2. که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
3. هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
4. درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
5. تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
6. که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
7. به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
8. که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
9. ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع
10. به حکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد
11. ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
12. چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
13. چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
14. سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
15. ز خانقاه به میخانه می رود حافظ
16. مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد
اصلاحات:
1- مصرع 1 ته حذف شود. نیت خیلی هم معنای بهتری دارد.
2- مصرع 1 می فروش حذف یا به نی فروش اصلاح شود.
3- مصرع 2 از طرب تا نوش حذف شود. به جای تمام این کلماتِ مبتذل عبارت جشن ملی فناوری هسته ای اضافه شود.
4- مصرع 3 نفس حذف شود.
5- مصرع 3 ناف حذف شود. به جای آن از ریه استفاده شود.
6- مصرع 4 خروش اصلاح شود به خورش.
7- مصرع 5 تن حذف شود یا به جای تنور از کوره استفاده شود، نتیجه یکیست.
8- مصرع 6 عرق حذف شود.
9- مصرع 7 از به تا کوش حذف شود. یا به جای آن از کلمه ی عفت استفاده شود.
10- مصرع 8 هاتف حذف شود. (خواننده ایرانی غیر مجاز) یا به عصار یا محسن چاووشی اصلاح شود.
11- مصرع 9 مجموع حذف شود. (از ریشه ی جماع) یا به خارج قسمت تغییر یابد.
12- مصرع 10 سروش حذف یا در زیرنویس تاکید شود که منظور انتشارات سروش است.
13- مصرع 11 سوسن حذف شود. (خواننده ایرانی غیرمجاز) به جای آن ایرانی آباد اضافه شود که با کلمه ی بعدی هم سنخیت دارد.
14- مصرع 12 باده حذف شود. یا عدد اصلاح شود مثلا بشود دوازده.
15- مصرع 13 نامحرم حذف شود با معنای مصراع هم همخوانی دارد.
16- مصرع 14 پیاله حذف شود یا به خاله تصحیح شود.
17- مصرع 15 میخانه به چایخانه اصلاح شود.
18- مصرع 16 مستی حذف یا به سستی تغییر یابد.
19- در کل فعل آمدن فعل مذمومیست و در صورت امکان از تمام ابیات حذف شود.
پس از انجام اصلاحات، غزل مذکور به شکل زیر درآمد که خیلی هم خوب است و برای خانواده ها هیچ مشکلی ندارد:
صبا به نیت پیر نی فروش آمد
که موسم جشن ملی فناوری هسته ای آمد
هوا مسیح گشت و باد ریه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خورش آمد
کوره لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عفت کوش
که این سخن سحر از علیرضا عصارم به گوش آمد
ز فکر تفرقه باز آی تا شوی خارج قسمت
به حکم آنکه چو شد اهرمن سروش* آمد
ز مرغ صبح ندانم که ایرانی آباد آزاد
چه گوش کرد که با دوازده زبان خموش آمد
چه جای صحبت است مجلس انس
سر خاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به چایخانه می رود حافظ
مگر ز سستی زهد ریا به هوش آمد
* مراد از سروش انتشارات سروش است.
در پایان به دلیل اینکه اصلاحیه ی نوزدهم جهت حذف ردیف مذمومِ آمد را هرکاری کردیم نشد اجرا کنیم هنوز هم این غزل برای بنیان خانواده ها و بچه های ناممیز مضر اعلام می شود.
بچه ها

The first atomic bomb was dropped on
Harry S.Truman
من دردم
در سینه ی کودک بمی
وقتی شش و نیم ریشتر زمین را
من زردم؛
موهای بور دخترکِ خفته در قنا
من سرودم
بر لبهای کودکان درسدن
پیش از نزول بلا
من آن خنده ی واپسین کودک جهودم
پیش از گودال مرگ نازی ها
من بچه های سردشت را زخمم
من به چهره ی آن طفل خاک آلود اخمم
وقتی مسموم شد هوا
آهای! هری اس ترومن!
شبها چگونه می خوابیدی
در انبوه زجر کودکان هیروشیما؟
نوروز
همسايه ها بر طبل خوشبختي مي كوبند.
مادربزرگ در اتاق بغلي نفس مي كشد.
توپ شليك مي شود.
ماهي لختي درنگ مي كند شايد
و سالي روي سالي مي لغزد.
مادربزرگ سرفه مي كند.
بوي نخودچي مي آيد.
آسمان زيادي آبي است.
خروس مي خواند.
سماور قل نمي زند.
استكان ها به هم نمي خورند.
و به كوبه ي در كسي جان نمي دهد.
حوض را تا گلو لجن گرفته است.
تيرك هاي چوبي سقف پر رنگ تر شده اند
و كبوتري آن بالا يك سال پيرتر شده است.
دستانم را در خنكاي بالش فرو مي برم،
روزِ نو در چهارچوب پنجره مي درخشد،
و مادربزرگ هنوز نفس مي كشد.
........
دو سال پیش هم پستم همین بوده برای عید. چه کنم؟ عید مال بچه هاست. عید مال کودکیست و عید می چسبد با شیرینی های خانگی مامان بزرگ و عیدی های بابابزرگ و خوابیدن توی اتاق مهمان خانه ی آنها و صبح به صبح که چشمت را باز کنی نگاهت بیفتد به عکس دایی اصغر خدابیامرز آن بالا و بوی نان سبزواری بزند توی دماغت و گوش ات پر شود از صدای موسا کو تقی ها در حیاط. دیشب برای تحویل سال هم بلند نشدم. هرکه می خواهد بگوید من غر می زنم آزاد است. اینجا چیزی که مفت است آزادیست، دل خوش اما...
نظرات ()


