چهل سال بعد در چنين روزی
یعقوب یادعلی به دادگاه جیرفت احضار شد. وی که چهل سال است هرساله به علت شکایت قومیت های مختلف ایران به سفرهای استانی می رود از مردم مازندران گله کرد و گفت: امسال دلم هوای شمال رو کرده بودها! در همین حال قاضی دادگاه از وزارت ارشاد تقاضای تجدید چاپ آداب بی قراری را کرد تا دستکم یک بار آن را بخواند. لازم به ذکر است یعقوب یادعلی چهل سال است چیزی ننوشته و به گفته ی نزدیکان در حال حاضر از نعمت خواندن و نوشتن نیز محروم می باشد. در همین حال نوه ی ژول ورن که همچنان به علت نشر اکاذیب پدربزرگش در بازداشت به سر می برد در اظهاراتی اعتراف کرد: بابا! به چه زبونی بگم! اون خدابیامرز یک تخته اش کم بود. در همین حال خبر می رسد به علت اینکه یک عمله پوست موزش را به خیابان انداخت فرزانه طاهری برای ادای پاره ای توضیحات به دادگاه فرا خوانده شد. طاهری با تایید این خبر افزود مرحوم گلشیری اصلا موز نمی خورد اگر هم می خورد با پوست می خورد. وی در ادامه باز هم افزود چون نمی خواهیم برای برندگان جایزه ی گلشیری مشکلی ایجاد شود امسال هم این جایزه را به دشمنانمان خواهیم داد. همچنین خبر می رسد مدیا کاشیگر که صد و چهل سال پیش در جریان به توپ بسته شدن مجلس به سفارت فرانسه پناه برده بود اعلام کرد برندگان تندیس مخملین امسال مشخص شده اند و تا چند روز آینده ترکیب هیات داوران هم اعلام خواهد شد. در همین زمینه خبر می رسد کاوش های باستان شناسی از وجود یک تونل پرده برداشته که از داخل سفارت فرانسه مستقیم به اتاق خواب کاشیگر راه دارد. کاشیگر با تایید خبر افزود این تونل که به زودی افتتاح خواهد شد را با یک عدد قاشق ظرف مدت هشتاد سال حفر کرده وی علت این کار را تحویل روزنامه باطله به سفارت اعلام کرد و وقتی خبرنگار ما از وی پرسید مگر از روی زمین نمی شد این کار را بکنید؟ گفت چرا، ولی اینجوری هیجانش بیشتر بود. همچنین پس از تعطیلی شرق برای هفتادمین بار در سی سال گذشته از مجتبی پورمحسن خبر می رسد که گفته: آخه من از کجا باید می دونستم بابابزرگ طرف یک بار تو هجده سالگی با خودش ور رفته! در همین رابطه از اصحاب مطبوعات خبر می رسد که برخی روزنامه های اصلاح طلب با استخدام تک تیرانداز تهدید کرده اند اگر پورمحسن را حوالی ساختمان روزنامه شان ببینند که با قیافه ای معصوم یک مصاحبه را زیر بغلش زده و نزدیک می شود بدون اخطار قبلی شلیک خواهند کرد. در ضمن از الف.میم. حقیقت خبر می رسد که بالاخره نام کتاب در دست ترجمه اش را تواشیح گذاشت. وی به خبرنگار ما گفت: اگر از اول به معنویات توجه می کردم چهل سال برای چاپ کتاب معطل نمی شدم، از جوان ها می خواهم به معنویت بپردازند. همچنین از مرحوم دولت آبادی خبر می رسد که در دیداری که با ولیعهد سوئد داشته صدا را در گلو انداخته و اظهار کرده: ما قلندران بودیم، هستیم و خواهیم بود. شاهدان عینی خبر داده اند ولیعهد سوئد که چشم اش گرد شده بوده از رییس آکادمی نوبل خواسته تا پیرمرد کاری دست خودش نداده یک فکری برایش بکنند. همچنین از برخی نویسندگان خبر می رسد که ادعا کرده اند داستان های مجموعه هایشان همگی اروتیک بوده اند. خواننده ی یکی از داستان ها در مصاحبه با یکی از خبرگزاری ها گفت: با این در پرده گفتن ها از این به بعد اگر دو شخصیت داستانی با هم به کوه بروند یا هر دو پسر باشند داستان مجوز نمی گیرد، خب آقایان و خانم های نویسنده نکنید این کارها رو. مریضید؟ در همین حال گزارش ها حاکی از آن است که نجف دریابندری در حاشیه ی همایش دکتروف اظهار کرد دکتروف قدر خر نمی فهمید. در همین نشست صفدر تقی زاده رساله ای در باب دکتروف را با صدایی یکنواخت آنقدر خواند که متاسفانه در اواسط خوانش، جمعی از هموطنانمان جان به جان آفرین تسلیم کردند. در همین حال گروهی از نوادگان شاملو که با کلنگ سنگ قبر وی را خرد کرده بودند اعلام کردند پدربزرگمان حتا به اندازه ی سعدی هم از شعر نو سر در نمی آورد، آیدا هم یک قرمه سبزی بلد نبود بپزد. جمعی از شاعران نوپرداز هم عکسی را منتشر کردند که در آن شاملو در کنار علم مشغول بوسیدن دست شاه و گرفتن حقوق معوقه اش است...
نظرات ()


