.

چه لحظه هایی دارد

زندگی!

به شوخی وقیحی می ماند.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۱
تگ ها :

اولین دوره جایزه (( ادبیات غیرمتفاوت ))

اولین دوره جایزه ادبیات غیر متفاوت عصر دیروز با اهدای جوایز به برگزیدگان به کار خود پایان داد. زمانی، دبیر جشنواره با اعلام این خبر افزود حدود دو هزار اثر از سراسر کشور به دست ما رسیده بود که هیات داوران مرکب از محمدرضا زمانی، حامد حبیبی، کاوه فولادی نسب، جواد ماهزاده و محمود قلی پور در دو مرحله آثار را بررسی کردند. در مرحله ی اول تمام آثار رسیده کنار گذاشته شدند و چهار اثر به شرح زیر و یک نفر به دلیل آمادگی بدنی بالا به دور دوم راه یافتند: 1. ((این داستان بازنویسی می خواهد.)) نوشته ی محمدرضا زمانی از تهران 2. ((من یه گوگول مگولم.)) نوشته ی حامد حبیبی از تهران  3. ((نقشه هایت را بسوزان.)) نوشته ی کاوه ی فولادی نسب از تهران 4. ((سنگر و قمقمه های خالی)) نوشته ی جواد ماهزاده از تهران و 5. محمود قلی پور به دلیل آمادگی بدنی بالا از تهران.

در آغاز مراسم حبیبی رییس هیات داوران بیانیه هیات داوران اولین دوره جایزه ادبیات غیر متفاوت را قرائت کردند. ایشان افزودند: در این ایام که فقدان اعتدال و عدالت در عرصه ادبیات و خلق تاثرات عمیق جوامع، ناصحان آگاه و وجدان های بیدار را به قضاوتی منصفانه و عدالت نهفته در فضیلت های برخواسته از منویات عالی و متعالی در خدمت به ارزش های عدالت طلبانه و به دور از هرگونه غرض ورزی های کاذب و اغراض مابعد الطبیعه و فیه مافیه و اظهر من الشمس و انا اذهب الی المدرسه و هذا کتاب، ما هذا؟ هیات داوران اولین دوره ی جایزه ی بزرگ ادبیات غیرمتفاوت پس از بررسی تمامی آثار رسیده اعلام می دارد:

1. 20% شرکت کنندگان این دوره را خانم ها و 45% را آقایان و 35% را افرادی بدون جنسیت خاص تشکیل می دادند که از این میزان 2% دیپلم ردی، 90% دارای پی اچ دی و 8%  بقیه دارای سیکل افتخاری بوده اند. 4% شرکت کنندگان، غذای مورد علاقه ی خود را شیرین پلو، 70% کوبیده با یک سیخ اضافه اعلام کرده اند و 26% بقیه زیر سرم بوده اند. از میان شرکت کنندگان 1% ورزشکار بوده اند، 2% وزنه بردار، 2.5% ورزشکار رزمی و عضو شورای شهر بوده اند و 94.5% به ورزشکاران ارادت داشته اند. 17% اعلام کرده اند با رفتن قطبی موافقند، 80% گفته اند مصطفوی برود همان جا که نادر رفت، یک چیزی از یک جای قاطر رفت و بقیه گزینه ی 3 را انتخاب کرده اند و دی کارمو را عامل بحران اقتصادی دنیا دانسته اند. 90% شرکت کنندگان سطح مسابقات را بالا دانسته اند، 10% سطح خودشان را پایین دانسته اند. 88.8% شرکت کنندگان گفته اند به صداقت داوران نمی شود شک کرد، بقیه فحش مادر داده اند.

2. در آثار رسیده توجه به سجاوندی، گرایش به سمت ایجاز در زبان و تلفیق درون متنی های فرامرزی و ساختارشکنی های ناآگاهانه از جهت نگاه ابژکتیو به مسائل بعضا سوبژکتیو و ترویج تخیل در بستر فراآگاهی های محتوا گریزان و نگاه کاوشگر در عین پایبندی به کهن الگوها و اندکی پارانویای خفیف با سوپ ورمیشل.

3. هیات داوران، ضمن تقدیر از وزارت پست و تلگراف و تلفن و خسته نباشید به پت پستچی، برندگان اولین دوره ی جایزه ادبیات غیرمتفاوت را به شرح زیر اعلام می کند:

جایزه ی سوم به دلیل نگاه کاوشگرانه و عمیق به زندگی حاشیه نشین های جامعه و وسواس در سجاوندی و دقت بی نظیر در استفاده از نقطه ویرگول به محمود قلی پور اهدا می شود.

جایزه ی دوم به دلیل افسارگسیختگی شایسته ی تقدیر و توجه به نابودی فرم در روابط امروزی طبقات زیرین شهرنشین و ارائه ی راهکار برای حل مشکل ترافیک به محمدرضا زمانی اهدا می شود.

در این بخش هیات داوران دو نفر را شایسته ی دریافت لوح تقدیر دانسته اند: به دلیل نگاه جانبدارانه به برخی مسایل و پرهیز از حقیقت و تقبیح کارهای بد به جواد ماهزاده و کاوه فولادی نسب به طور مشترک چهار لوح تقدیر اهدا شد.

و اما جایزه ی نفر اول، هزار سکه ی بهار آزادی منقوش به عبارت مبارک بادا، تندیس بلورین، لوح فشرده، یک وانت کتاب های مرجوعی انتشارات معین، حواله ی یک دستگاه خودروی سمند که تا داشبوردش جمع شده، دو هزار شاخه گل رز، آینه و شمعدان، سفر مجردی به تایلند، تابلو فرش از چهره ی نایب رییس دوم هیات داوران به دلیل توجه عمیق به مسایل سطحی، اصرار بر ظرفیت های نداشته ی زبان پارسی و ارائه ی چهره ی عریان از شکاف های نسل جوان اهدا می شود به حامد حبیبی.

 

در ادامه حبیبی جایزه ی نفر اول را از خودش دریافت کرد. وی پس از دریافت جایزه گفت: واقعا انتظار نداشتم. من فقط داشتم رد می شدم دیدم دم در شلوغه فکر کردم لامپ کم مصرف یارانه ای می دن، اومدم تو و اینطوری شد. وی در ادامه گفت جو حاکم بر ادبیات داستانی امروز کشور ما از جو حاکم بر معاملات اسلحه بدتر است. امروز هرکسی از خانه ی باباش قهر می کنه جایزه ادبی راه می ندازه و به خودش جایزه می ده که یک وقت عقده ای نشه، بعد معتاد شه بیفته تو جوب. وی گفت: خوشحالی من وقتی دو چندان شد که دیدم آن آقایی که دم در دارد آدامس می فروشد از هم داهاتی هایم است و این نشان دهنده ی نقش داهات ما در ادبیات امروز کشور است.

همچنین محمود قلی پور برنده ی سوم مسابقه و نایب رییس هیات داوران در مصاحبه با خبرگزاری ها اعلام کرد برای اینکه هیچ شک و شبهه ای پیش نیاید تمامی آثار رسیده کدبندی شده بودند و داوران بدون دانستن نام شرکت کنندگان تمامی آنها را کنار گذاشتند تا شائبه ای پیش نیاید. وی از چاپ آثار برندگان و افراد خانواده ی آنها در کتاب اولین دوره ی مسابقه ی بزرگ ادبیات غیرمتفاوت خبر داد. محمدرضا زمانی دبیر جایزه و برگزیده ی دوم ضمن اعتراض به نحوه ی برگزاری جایزه گفت مجری مراسم در لحظه ی آخر اسم خودش را به عنوان نفر اول اعلام کرد. حبیبی، برگزیده ی اول، رییس هیات داوران، مجری مراسم و تماشاگرنما در پاسخ به این انتقاد گفت کاریست که شده. امیدواریم در دوره های بعدی شاهد چنین اشتباهاتی نباشیم. وی از طرح مکانیزه کردن داوری برای دوره های بعدی جایزه خبر داد و گفت از دومین دوره مسابقه که به زودی فراخوانش اعلام خواهد شد سعی خواهیم کرد داوری را مکانیزه کنیم یعنی اسامی داوران و افراد خانواده آنها را به رایانه می دهیم و خودش نفرات برتر را انتخاب می کند تا خدای نکرده شبهه ای پیش نیاید. وی ضمن سلیقه ای خواندن مسابقات ادبی گفت: به هرحال داورها هم سلیقه دارند، مثلا من از ریخت شما خوشم نمیاد شما را حذف می کنم، این سلیقه است.

در ادامه، مراسم همیشگی بستن چشم و بازکردن دهان و فحاشی به مرده و زنده ی جامعه ی ادبی کشور توسط برنده ها و بازنده ها با شکوه تمام برگزار شد.

پس از پایان مراسم هیات داوران به انجام حرکات موزون و صرف شام در منزل یکی از برندگان پرداختند. لازم به ذکر است سیمین بهبهانی و سیمین دانشور قرار بود در مراسم حاضر باشند که به دلیل کهولت ناگهانی این امر میسر نشد.

لینک های مرتبط:

- گزارش BBC از اهدای جایزه ادبیات غیرمتفاوت (حدسی گفتیم وگرنه ما که هیچوقت از فیلتر رد نمی شویم. )

- گزارش خبرگزاری مهر از مراسم اختتامیه اولین دوره جایزه ادبیات غیرمتفاوت

- ادبیات غیرمتفاوت، گنکور ایرانیان ( گزارش LE MONDE  از مراسم پایانی)

- ادبیات غیرمتفاوت برگزیدگان خود را شناخت. (گزارش آدامس فروش مراسم)

- فراخوان دومین دوره جایزه ادبیات غیرمتفاوت

- فراخوان سومین دوره جایزه ادبیات غیر متفاوت

- زمانی، دبیر جایزه از احداث باغ وحشی با نام ادبیات غیرمتفاوت در غرب تهران خبر داد.

-  مدیرعامل جایزه ادبیات غیرمتفاوت فاش کرد از سال آینده بخش کاتای تیمی هم به این مسابقه اضافه می شود.

- یک مقام آگاه در وزارت پست و تلگراف و تلفن: حجم آثار ارسالی به مسابقه ادبیات غیرمتفاوت کارهای جاری وزارتخانه را مختل کرده است.  

- جرج بوش: اگر هرکدام از شرکت کنندگان مسابقه ادبی ادبیات غیرمتفاوت یک سنت به ما کمک می کردند، اقتصاد ما حتی از ایران هم فراتر می رفت.

- معاون جهادسازندگی شهرستان کنگاور از لزوم توجه به ادبیات غیرمتفاوت خبر داد.

- بازگشت معتاد به دامان خانواده: ادبیات غیرمتفاوت مرا نجات داد.

- آکادمی سوئد در اعتراض به سرماخوردگی یک عضو هیات داوری ادبیات غیرمتفاوت شب شعر برگزار می کند.

- یک کارمند آگاه در وزارت بهداشت، درمان: از ابتدای سال جاری، سرانه ی حماقت بالا رفته.

- مرحوم صادق چوبک: از دست اندرکاران مسابقه ادبی ادبیات غیرمتفاوت تشکر می کنم، ادبیات بیشتر از درخت مدیون آنهاست.

پایان     

 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٥
تگ ها :

20

خودم را در جایی بی تاریخ نفله خواهم کرد.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

19

خاک فرش ات را بالای قبر من نتکان.

خلط حلق ات را پرت نکن روی آسفالتی که گربه ها بچه می زایند.

بوق نزن،‌ در سکوتی که مدیون بمباران شیمیاییست.

شما جماعت شاعر می خواهید چه کار؟! 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

18

این زندگی من است.

این شعر من است.

این خون من است.

این استفراغ من است.

شما را که می بینم

همیشه حال تهوع دارم

و شعر می گویم.

این که می بینی صبحانه ی امروز من بود

آن یکی

شامی که نخوردم.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

17

جنون.

جنون.

جنون نون.

بی ابر

بی منظره

بدون چشیدن مزه ی بیدار شدن در ساعت ده صبح

در اوج بطالت و لذت

در جنون نون دست و پا می زنیم

با همکاران اداره

بی اراده.  

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

16

دیگر تخیل را از خوابم جارو خواهم کرد.

دیگر پس از این،‌ پشت پلک هایم فیلم رئال خواهم دید

و به انتظامی خواهم گفت موسیقی متنی برای خواب هایم بسازد

سوزناک!

دیگر بعد از امشب

خوابهایم

حرکت دوربینی خواهد بود

در راهروهای کارمندی

در کوچه پس کوچه هایی به چه گندی!

تخیل را دود کن

بگذار برود توی چشم کلاغ.

یک بار نشد تخیل دستی به گونه ام بکشد.

شیزوفرنی هم به من پشت کرده.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

15

تلخ شدم

مثل بادامی که به ما انداخته اند.

زهر شدم

در نیش مار روزگار.

باید لبخند زد

بر صفحه ی حوادث روزنامه.

باید خندید

بر کسی که به تخت سینه ات کوبید.

باید قهقهه زد

بر صفر کارنامه.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

14

اگر برف نیاید هم

کفنی سفید رویمان خواهند کشید

می دانم.

چینی ها پارچه های سفیدشان را باید آب کنند.

هیچ خریداری زبان گلایه نخواهد داشت.

این جنس را کسی برای پس دادن نیست.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

13

یک سلام برای من کافی بود.

نگاه را که در نقاشی های رنوار زیاد دیده بودم.

تلاقی نگاه ها تاریخ مصرفش گذشته

زبان بیا!

کلمه ای خسته ها را مهمان کن

کافی شاپ ها بسته اند.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

12

رفیق من!

که آن سوی آب هایی

رفیق من!

که آن سر دنیایی

از من چه می خواهی؟

رفیق من آن بمب ساعتیست

که هر صبح که استارت می زنم به او فکر می کنم.

رفیق من آن کارت تبلیغاتی تخلیه چاه است

که هر روز می بینم اش

رفیق من!

تو، گردشگر چند سال یک بار رنج های مایی.

من، اسکلت نوجوانی تو.  

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

11

یک نفر بیاید گپی بزنیم

ناسزایی خواهرانه به سمت هم بفرستیم

یا مادرانه.

رو در رو دروغ بگوییم.

احیانا خیانتکی بکنیم.

و خدانگهدار.

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

10

آرامش امشب ام را که دزدید؟

دزدها همه خوابند این وقت شب.

دزدها صبح ها بیدار می شوند

ور می زنند

ورزش می کنند

ویراژ می دهند

از حقوقت برای صندوق پس انداز کارکنان کم می کنند

تو را روی سرشان می گذارند

نوازش ات می کنند

و شب که رسید

آرامش ات را می دزدند.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

9

می خواستم پنج دقیقه قبل را فراموش کنم

چه ساده بودی حوا!

چه آسان بود خواستن!

زنبیل بی خاطره ام را باد برد.

بگذار آدم گِلین ات دوش بگیرد....بعد.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

8

کودکی من

خورشیدی که لبخند می زند نداشت.

در کودکی من

خانه ها دودکش نداشتند.

در کودکی من

پرنده ها شکل هفت نبودند

شکل آژیر قرمز بودند

شکل جیغ بنفش

شکل پارچه ی سفید.

امشب دیدم که در ایلام تمرین حمله ی هوایی کرده اند.

من هر روز تمرین مرگ می کنم

در عبور از چهار راه.

تمرین مرگ کنید صبح ها

برای سلامتی تان خوب است.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

7

شاید آنقدرها هم بد نباشد

زندگی

.

.

.

.

دارد باران می بارد.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

6

امشب شعرم زیاد می آید.

قسم خورده ام نگذارم بمانند.

سرشان را می برم

با گفتن شان.

تا صبح می بارم.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

5

برای شعرهایم

ناشری ندارم

ریز ریزشان خواهم کرد

و در دودکش ها خواهم ریخت.

به پلنگ صورتی اگر ایمان داشته باشی

باران شعر خواهد بارید

بر شهر.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

4

ای مرد!

دست ات را که می فشارم

می دانم

زن ات روزی ما را از هم جدا خواهد کرد

زنم....

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

3

از پرسپکتیو نزدیکتر نیا!

هرکه از پرسپکتیو درآمد

خواست آزارم دهد.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
تگ ها :

اره

این سو

که چیزی نبود.

به آن سو هم

رغبتی نیست.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳
تگ ها :

سر

مدت هاست بی حس شده ایم.

لبخند نزن.

مو افشان مکن.

رد نشو.

نباش.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢
تگ ها :