سال 1488: توپولف همچنان قربانی می گیرد یا سقوطم از رضایت نیست.
به گزارش خبرنگار ما دقایقی پیش یک فروند هواپیمای توپولف متعلق به شرکت ایران ایر تور کیش سیمرغ خزر که با شماره پرواز 718 از تهران عازم کرج بود حوالی عوارضی سابق دچار نقص فنی گردید و خلبان تصمیم گرفت در وردآورد فرود اضطراری کند اما به دلیل بعد مسافت و همچنین آتش گرفتن دو بال و دم و ملخ و کابین خلبان و یخچال هواپیما و کلمن یکی از مسافرین متاسفانه خلبان ناچار به سقوط اضطراری در پیکان شهر شد. شاهدان عینی خبر داده اند این بار شاهد سقوط بهتری نسبت به توپولف های قبلی بوده اند که نشاندهنده ی آشنایی خلبانان کشور با سقوط با این گونه هواپیماهاست. براساس گزارشی که هنوز تایید نشده سقوط توپولف فوق که گنجایش 200 مسافر و 700 همراه را داشت به دلیل شرایط بد آب و هوایی و وقوع باران های استوایی در منطقه بوده است و باز شدن ناگهانی در کاپوت نقشی در این سقوط نداشته است. یک کارشناس توپولف که خواست نامش صحیح تلفظ شود در مصاحبه با خبرنگار ما بیان کرد: تنها مشکل توپولف ها این است که وقتی دستگاه تهویه مطبوعشان از کار می افتد و مهمانداران ناچار به باز گذاشتن درهای اصلی و اضطراری و دو در در عقب می شوند شتاب هواپیما کم می شود و پشه و مگس هم هواپیما را بر می دارد. من از همین جا از مسوولان می خوام به فکر توری و پشه بند برای توپولف ها باشند یا لااقل بین مسافران پیف پاف به قیمت دولتی توزیع کنند. با تشکر. در همین حال یک مقام سازمان تربیت بدنی از حضور تیم ملی کشتی فرنگی زیر سه سال بانوان ایران در این هواپیما خبر داد. وی افزود این تیم که خود را برای شرکت در مسابقات جهانی کشتی فرنگی نوزادان آماده می کرد قرار بود یک اردوی مشترک یک ساعته با تیم ملی کشتی فرنگی بانوان آلوچه سازی گوهردشت داشته باشد که متاسفانه به علت خاکستر شدن اعضای تیم این اردو به زمان دیگری موکول شد. مسابقات جام جهانی کشتی فرنگی بانوان زیر سه سال قرار بود آذرماه امسال با شرکت دو تیم الف و ب کشورمان در سالن حجاب برگزار شود. در همین حال همسر یکی از اعضای تیم در گفتگو با خبرنگار واحد ما اعلام کرد: شوهرم پدری نمونه و پهلوانی واقعی بود. وی در پاسخ به سوال خبرنگار ما که مگر شوهر شما عضو تیم ملی بانوان بود؟ از ارائه ی توضیحات بیشتر در این زمینه خودداری کرد. در همین زمینه مشاور نایب رییس فدراسیون کشتی فرنگی با تکذیب کارت پایان خدمت داشتن یکی از بانوان اعزامی اعلام کرد ایشان به دلیل داشتن دیسک کمر و سه بار عمل پروستات اصلا معاف بوده اند و سربازی نرفته اند، چی میگین از خودتون؟ در همین حال کیم جیل سونگ رییس سازمان تربیت بدنی دنیا در نامه هایی جداگانه سقوط هواپیمای توپولف را به تمامی فدراسیون ها در تمامی رده های ملی تسلیت گفت و به زبان شیرین کره ای اضافه کرد از آنجایی که هیچگاه در سقوط توپولف ها مشخص نمی شود کدام تیم ورزشی سقوط کرده خواستم خدای نکرده به کسی برنخورد. در همین حال رییس سازمان رسیدگی به اجساد حوادث توپولف کشور در کنفرانسی خبری اعلام کرد ورود کفتر کاکل به سر به داخل موتور توپولف عامل سقوط بوده و نه فرسودگی ترمز دستی خلبان. وی در پاسخ به این سوال که مگر کفترها در آن ارتفاع پرواز می کنند گفت: نه. توپولف ها در آن ارتفاع پرواز می کنند. وی از هموطنان خواست به منظور جلوگیری از حوادث این چنینی از نصب آنتن بر روی پشت بام ها و عمودی گذاشتن نردبام روی خرپشته جدا خودداری کنند. همچنین مسوول آژیر خطر اداره آتش نشانی حومه در تشریح حادثه گفت: دقایقی قبل از پرواز همانطور که معمول پروازهای توپولف است تمامی ایستگاه های آتش نشانی در مسیر پروازی به حال آماده باش درآمده بودند و خوشبختانه توانستیم از سوختن سه اصله درخت گلابی جلوگیری کنیم، فقط صاحب درخت ها قبل از رسیدن همکاران ما پودر شده بود. در تازه ترین خبری که هم اکنون به دستمان رسید تلفنچی شرکت هواپیمایی ایران ایر تور کیش سیمرغ خزر از آخرین تماس خلبان با این شرکت خبر داد. وی گفت: خلبان دقایقی قبل از سقوط با ارسال یک پیامک به برج مراقبت مهرآباد از ظهور رشته کوهی در مسیر خبر داده بود و درخواست تغییر ارتفاع داشت که به علت قطع شدن سرویس پیامک ارسال پاسخ خلبان مقدور نشد، وی در تشریح چگونگی ارتباط با توپولف اعلام کرد بیسیم هواپیما خراب بود داده بودیم تعمیر. در خاتمه وی از جغرافیدانان کشور برای نام گذاری این رشته کوه جدید استمداد کرد. از سوی دیگر ولادیمیر پوتین آبدارچی کاخ ریاست جمهوری روسیه که هفتاد سال است سماور آبدارخانه را چسبیده و ول کن نیست گفت: مگر صد سال پیش هواپیمای یمنی سقوط نکرد؟ مگر صد سال و یک ماه پیش ایرفرانس سقوط نکرد؟ پس چه مرگتونه؟ در همین رابطه یک دیپلم ردی آگاه فرسوده بودن راههای هوایی کشور را از علل سقوط هواپیمای مزبور دانست همچنین وی خاطرنشان کرد اعتیاد خلبان نیز در این حادثه بی تاثیر نبوده و اگر جعبه سیاه پیدا شود صدای خر و پف مرحوم خلبان شنیده خواهد شد. در همین زمینه رییس ستاد مبارزه با شیشه اعلام کرد از شش ماه دوم سال آینده علاوه بر تست قلب و آمادگی جسمانی، تست اعتیاد هم از داوطلبان خلبانی، کایت سواری و سقوط آزاد با سرنشین گرفته خواهد شد. همچنین رییس سازمان کشف جعبه سیاه در اسرع وقت کشور از کشف جعبه سیاه توپولف در خانه ی باجناق خلبان خبر داد وی گفت: آن مرحوم برای سالم ماندن جعبه سیاه از همراه بردن آن در سفر با توپولف خودداری می کرد. وی در مورد جعبه سیاه دوم گفت این جعبه سیاه در زمین چمن شماره دو آزادی پیدا شده ولی به دلیل زنگ زدگی قفل قابل بازگشایی نمی باشد. وی در مورد جعبه سیاه سوم گفت: بر روی این جعبه سیاه ترانه ی پشیمانم از بانو حمیرا ضبط شده که به گفته ی کارشناسان روس مرحوم خلبان در زمان سقوط به آن گوش می داده است. وی در پایان با انتقاد از روح خلبان نامبرده گفت: اگر این آقا خلبان بود که اینطور نمی شد. مگر پلنگ صورتی نبود که سقوط می کرد ولی کشته نمی شد؟ حالا سقوط کردی، کردی چرا خودت کشته شدی؟ زنده می موندی خودت جریانو تعریف می کردی که ما در به در دنبال جعبه سیاه نگردیم.
لازم به ذکر است هواپیمای سقوط کرده صد و بیست سال پیش به صورت لیزینگ از روسیه خریداری شده بود و هنوز قسط آخرش مانده بود که سقوط کرد. این نوع هواپیما صد و ده سال است اجازه فرود در فرودگاه های اتحادیه اروپا، آمریکا، آسیا و آفریقا را ندارد و مسافرانش را با چتر به سطح زمین می فرستد. اقیانوسیه تنها قاره ایست که قانونی مبنی بر ممنوعیت فرود این هواپیما ندارد. یک مقام مسوول در این قاره گفت: اگر یک توپولف بتواند از تهران به سیدنی برسد مطمئن باشید مانند کاشفان ماه از آنها استقبال خواهیم کرد. در همین رابطه مشاور سوم وزیر راه، تدفین و آموزش پزشکی از به راه افتادن فاز دوم دو طبقه کردن تونل کندوان خبر داد. وی گفت با راه اندازی طبقه ی دوم تونل کندوان هموطنان نیازی به سفرهای برون مرزی نخواهند داشت.
پایان
10.
نگاهت فراموشی بود.
نگاهت از سرزمینی بی تاریخ می آمد
که خاطرات مردمانش
هفته ای یک بار آپدیت می شود.
من رنج بی آلزایمری کشیده ام.
نگاهت آلزایمر وجود من بود.
یک لحظه یادم رفت
قبض برقی در جیبم است
و دارم به یک تکه نان بربری گاز می زنم.
9.
هاچ!
تو را به جان مادرت قسم!
مرا به گند کودکی نبر.
من سی سال سینه خیز آمده ام
و تازه یادم رفته: علامتی که هم اکنون می شنوید...
8.
برایت گاوی می کشم بر دیوار غار
و قصه ای جعل می کنم
تا خوابت ببرد.
مرا به داشتن فرزند
در عصر دوم پارینه سنگی چه کار!
6.
من درازنای شب نیستم.
غروب چهارشنبه چرا
یا آن کسوفی که گزارش نشد.
5.
وقتی بمیرم
در خانه ی مادربزرگ خواهم بود
با بوی انار و کلوچه
زیر چادر شبی سوراخ
کنار کاهگل.
اناری می افتد در حوض آب.
4.
در چشم ات نگاهی بود.
تو چیزی را دیدی.
تو آن گوشه ی دنج تمیزی را دیدی
که ما در آرزویش
به کانادا مهاجرت می کنیم.
3.
داشتیم تاریخ را می نوشتیم
که تو در زدی
داشتیم تو را جاودانه می ساختیم
که آمدی
و تمام تارها پنبه شد.
2.
من تازه رسیده ام.
کودکان گرسنه دفترچه های مشق شان را تا نیمه خورده اند
و سوسک ها مرا از یاد برده اند.
من تازه رسیده ام
و خاطرات مرا کسی آب نداده است.
1.
بگذار با پشت انگشتانم
حروف تن ات را بخوانم.
این چشم ها به ندیدن عادت دارند.
.
و عشق
خلقت شما نبود.
آفریده ی ما بود
وقتی
در اولین غروب زمین
تنها ماندیم.
تمارض
نمی توانم شما را بخندانم
از خنده خالی ام.
ورطه
نمی دانم کسی که کامنت می گذارد و می گوید من برای نق زدن منتظر هیچم کجای این کره ی پست و خاکی زندگی می کند. نمی دانم تلویزیون دارد یا نه. روزنامه می خواند یا نه. گاهی، فقط گاهی اشک می ریزد یا نه. از این خیابان دو طرفه خسته ام. از اینکه من در نور نشسته باشم و کسانی از تاریکی سنگ بزنند حالم به هم می خورد. آهای! شمایی که در ساحل نشسته اید اگر از نق زدن های من خسته اید بفرمایید نایت کلوب یا بروید تئاتر گلریز یا به برنامه ی ابدی و ازلی صبح جمعه با شما گوش بدهید. میدان خالی مانده. کسانی فقط می خواسته اند بخندند و حال تنهایم گذاشته اند میان ابلهان و ریاضی دانها. من دستی برای قلقلک دادن ندارم و عاقلان می فهمند.
حامد
8.
مایکل مرد
و جوانی تلخ ما را با خود برد.
ای کاش هر روز مایکل ها بمیرند
و گذشته ی ما را از ما بگیرند.
جوانی ما پیشتر از اینها سوخت
در آتش سوزی لندن یا پیشتر از آن
یا شاید کسی آن را به پشیزی فروخت.
7.
6.
چه کسی می گوید مانکن ها احساس ندارند؟
چه کسی می گوید آسفالت چیزی نمی فهمد؟
چه کسی می داند خیابان ها خونسردترین موجوداتند؟
چه کسی احساس یک لابستر را درک می کند
وقتی گرسنه باشد؟
5.
ساحل را ببین، چه زیباست!
زنان را بنگر
مردان را
نگاه کن
موهای زرد آن کودک مش نیست.
آهای! با توام
به اقیانوس آرام زل زده ای یا به مجری اخبار؟
4.
اینجا سیاره ی من نیست.
اینجا کهکشان من نیست.
کهکشان من خورشید نداشت
کهکشان من پارچه ی سفید نداشت.
3.
تنهایی
با سردرد
و کمی هم
خبرهای ضد و نقیض
درهم
کوکتل امشب آماده است.
2.
در من یک چینی مرده است.
در من یک از دو میلیارد کم شده است
و تعادلم به هم خورده است.
ساکنان شهر در پیاده روها راه می روند
و می خندند
و در من
یک چینی مرده است.
1.
می توان از من گذشت.
می توان از زن گذشت.
می توان از داشتن گذشت
و در محله ی چینی ها ارگ نواخت.
می توان از وطن گذشت
و رد خون را بر صورت خیابان جرج انداخت.
نظرات ()


