جشنواره مدل موی ایرانی یا چگونه ربط فکل با فردوسی را فهمیدم.
از آنجایی که اخیرا جشنواره ای برای معرفی مدل موی ایرانی برگزار شده در صورتی که ما تا به حال فکر می کردیم مسخره ترین جشنواره ای که در مملکت برگزار می شود جشنواره ی فیلم فجر است و مشخص شد که ما اشتباه فکر می کردیم و از آنجایی که مدل موی آقایان از نان شب که چه عرض کنم از حضور یا عدم حضور افشین قطبی در آفریقای جنوبی هم مهم تر است بر آن شدیم توضیحاتی بر سخنان برگزار کنندگان این جشنواره ارائه دهیم تا اگر شبهه ای هست برطرف شود و فردا کسی بی دلیل به چنین همایش ها و جشنواره هایی نخندد بلکه دلیل داشته باشد:
1. باید برای خود آرایشگران نیز فرهنگسازی کنیم که از مدل موی ایرانی استفاده کنند البته ما که نمیتوانیم به آنها اجبار کنیم مدل موی خود را چگونه بزنند. ما فقط به دنبال فرهنگسازی هستیم و این اولین قدم است.
توضیح: من نمی فهمم آخه چرا نمی تونید به آرایشگرها اجبار کنید که موهایشان را چطور بزنند؟ نکنه فروتنی می کنی. آره گوگولی مگول عمو؟ بوسو بده بیاد که شیفته ی این حس فرهنگ سازیتم و این تاتی تاتی کردنت.
2. ما در حدود 5 هزار نسخه ژورنال مدل موی ایرانی و مورد تایید وزارت ارشاد منتشر کردهایم و آن را در اختیار آرایشگران قرار دادهایم تا از این به بعد از این مدلهای مو نیز برای مشتریان خود استفاده کنند.
توضیح: ژورنال مدل موی ایرانی؟ بابا ژورنال! فقط مو ایرانی بشه یک کلمه فارسی حرف نزدیم نزدیم مهم نیست.
3. و البته به دنبال آن هستیم که در آینده تعداد این مدلهای مو را افزایش دهیم و برای آن نامگذاری هم بکنیم تا مشتری وقتی مراجعه میکند بتواند نام مدل موی ایرانی مورد نظر خود را انتخاب کرده به آرایشگر بگوید. قصد داریم نام مدلهای مو را از فرهنگ اصیل ایرانی و یا نام استانها انتخاب کنیم. مثلا نام یک مدل را امید بگذاریم و یا مثلا مدل مویی به نام مدل موی شیرازی باشد.
نمایشنامه در یک جمله: مشتری مراجعه می کند. مشتری: آقا! اگه می شه موهامو مدل خراسان رضوی بزن.*
سوال: آخه شیراز استانه باسوات؟!
خواهش و التماس: بابا اسم اون ماهواره ی خدابیامرز رو امید گذاشتین بس نبود؟ یه تراکتور و یه ناو و یه خورشت هم به اسم امید بزنین دیگه کلکسیون امید مملکت تکمیل می شه.
تست چهار گزینه ای: کدام نام زیر که از فرهنگ اصیل ایرانی برداشت شده مناسب مدل موی ایرانی می باشد:
الف. گشتاسب
ب. هوخشتره
ج. دیو سپید
د. بسی رنج بردم در این سال سی.
* هموطنان محترم بنده از استان آباء اجدادی خودم مثال زدم که مشکلی پیش نیاد.
4. در حال حاضر فقط موفق شدهایم که ژورنال مدل موی مردان را که مورد تایید وزارت ارشاد باشد منتشر کنیم اما امیدواریم به زودی مدلهای موی مورد تایید وزارت ارشاد در رابطه با زنان نیز در ژورنالی منتشر شود.
تشکر و درخواست: من اول خواستم تشکر کنم و بعد اینکه خواهش کنم ژورنال مدل آروغ زدن در فضای گرم و صمیمی خانه، ژورنال بوی ایرانی مخصوص زیر بغل ایرانیان در خانه، ژورنال طریقه ی لم دادن مقابل تلویزیون در خانه، ژورنال کت و شلوارهای ایرانی مناسب رختخواب، ژورنال ترشیجات ایرانی، ژورنال روش راه رفتن در خانه و ژورنال پارتیشن بندی خانواده ی خوشبخت، ژورنال دستورالعمل نگاه کردن آقای خانه به خانوم خانه در محیط خانه و ژورنال ناخن گیر و لیوان آب خوری و دستمال دماغی و سنگ پای ایرانی را هم اگر ممکن است به تایید وزارت مربوطه برسانید که نیاز فوری داریم.
5. با وزارت آموزش و پرورش رایزینیهایی انجام دادهایم که سی دیها و ژورنالهای مدلهای موی ایرانی مورد تایید وزارت ارشاد در مدارس دخترانه و پسرانه توزیع شود تا جوانان آگاهیهای لازم را برای محافظت از پوست و موی خود به دست آورند...با این اقدام بسیاری از مشکلاتی که جامعه ایران و خانوادهها را تهدید میکند، از بین میرود چون آگاهی نداشتن جوانان و خانوادهها برای استفاده از وسایل آرایشی و بهداشتی درست مشکلات بسیاری برای خانوادهها ایجاد کرده است.
توضیح 1: بابا راست می گه. من خودم صد نفر رو می شناسم که به علت عدم داشتن آگاهی های لازم برای محافظت از پوست و موی خود معتاد شده اند افتاده اند توی جوق آب.
توضیح 2: یک بابایی بود تا مارک شامپوشو عوض کرد براش کار پیدا شد. حالا برو بیایی پیدا کرده واسه خودش.
توضیح٣: الان تنها چیزی که خانواده ی ایرانی رو تهدید می کنه همین عدم اطلاع از لوازم بهداشتی ایرانی و مناسبه، مثلا فرض کنید پدر خانواده قالب صابون رو بکنه تو چشمش یا پسر خانواده بشینه رو مسواک. آدم حتا از تصورش دلغشه می گیره. من واقعا پیشنهاد می کنم کارمندها رو یک هفته تعطیل کنن تا اونها در خانه طریقه ی درست و ایرانی استفاده از حوله را یاد بگیرن که خدای نکرده چیزی کسی رو تهدید نکنه.
تشکر و پیشنهاد: اول که خواستم تشکر کنم بعد هم می گم حالا که همه ی وزارتخونه ها بسیج شدن برای این امر حیاتی وزارت مسکن ساخت سلمونی های ایرانی رو در دستور کار قرار بده. وزارت راه و ترابری چند نفر* توپولف رو به سوار کردن عزیزانی که مدل موشون ایرانی نیست اختصاص بده و آنها رو به طور عملی و کارگاهی با مساله ی جهان پس از مرگ آشنا کنه، وزارت صنایع سنگین با همان صنایع سنگین تو مخ هرکسی بزنه که مدل موی ایرانی نداره، وزارت نفت سوخت لازم را برای فرستادن چند نفر به فضا با مدل موی ایرانی تامین کنه شاید در سیارات دیگر هم این مدل مو مورد استقبال واقع شد و مشکلات جوانان منظومه ی شمسی هم حل شد...
* واقعا دلم نیامد از واحد فروند برای توپولف استفاده کنم و با کسب اجازه از شترهای محترم واحد فوق را به کار بردم. امیدوارم شترهای گرامی به دل نگیرند.
در پایان عکس زیر از این مراسم تقدیم علاقمندان می شود. لازم به ذکر است در عکس فوق مدل موی ایرانی بر روی پرده نمایش داده شده است و مدل موی اکثر عزیزان روی سن ایرانی نبوده بلکه کچل می باشد که روزانه چند میلیون انسان غربی در کشورهایشان با مدل موی فوق به بی ناموسی مشغولند.

-------------
خبر: نمایشگاهی از چند اثر علی عامه کن تصویرگر جوانی که متاسفانه در بستر بیماری افتاده در کتابفروشی اگر به آدرس زیر در حال برگزاری است: بلوار کشاورز- خیابان 16 آذر- کوچه عبدی نژاد- شماره 6 – باشگاه کتاب اگر. انگار گروهی از تصویرگران نیز در خانه هنرمندان نمایشگاهی را با همین هدف برگزار کرده اند. وقتی فکر می کنم یک تصویرگر به کاری که علاقه داشته پرداخته و حالا به وقت بیماری نه از وام خبری هست و نه از بیمه درمانی و باید تابلوهایش را بفروشد که آیا بخرند یا نخرند و یک بازیگر فقط چون قیافه ای داشته دقیقه ای قرارداد می بندد و به وقت تندرستی وام چند میلیونی می گیرد و تابلوهای آبکی اش را ملت روی دست می برند به اینکه در این زمانه فقط باید خندید و خنداند مطمئن تر می شوم.
خود را بیازمایید یا شبکه سه ورزش داره/ واسه جوونا ارزش داره.
از آنجایی که جام جهانی در جریان است مثل رود و من هرچه به اطراف نگاه می کنم می بینم همه چی آرومه و من چقدر خوشحالم همچنان برقرار است و سوژه ی قابل عرضی که سرش به تنش بیرزد و باعث شود سر آدم هم به تنش متصل بماند مشاهده نمی کنم بر آن شدم تا سوالات چهارگزینه ای جام جهانی را تقدیم کنم: (وقت پاسخگویی 5 دقیقه)
1. علت گریه ی بازیکن کره شمالی در هنگام پخش سرود ملی این کشور چه بود؟
الف. طفلک دلش برای بازگشت به کشورش و تعظیم کردن به مجسمه ی کیم ایل سونگ تنگ شده بود.
ب. چون بعد از بازی 90 دقیقه به بازگشت به کشورش نزدیک می شد اشک شوق می ریخت.
ج. دلش برای کیم جونگ ایل تنگ شده بود.
د. دلش برای شنیدن ترانه ی همه چی آرومه/ من چقدر خوشحالم تنگ شده بود.
2. برای قدردانی از کمک داور ایرانی حاضر در جام جهانی باید:
الف. صحنه ی آفساید نگرفتن بازی فرانسه و مکزیک را در جشن های مختلف جواد خیابانی بارها گزارش کند.
ب. قبل از هر برنامه ی ورزشی صحنه ی پرچم زدن کامرانی فر با حرکت آهسته پخش شود تا مردم هی افتخار کنند.
ج. دولت امکانات لازم را برای صادرات کمک داور به کشورهای محروم فراهم کند تا بتوانیم قبل از اینکه چینی ها مدل های پلاستیکی و نامرغوب کامرانی فر را تهیه و صادر کنند بازارهای جهانی را از آن خود کنیم.
د. در سالن فرودگاه کامرانی فر برود روی دوش حاجیلو، حاجیلو برود رو دوش مجری گفتگوی ویژه ی خبری و در حالی که حاضران می خوانند گلاب گلاب کاشونه ماشاا.../کامرانی فر تو سالونه! ماشاا... ایشان را تا خانه همراهی کنند.
4. اگر کامرانی فر به فینال جام جهانی صعود می کرد:
الف. دیگر خدا را بنده نبودیم.
ب. کفاشیان کمربندش را بالاخره سفت می کرد که خشتک اش از پاش نیفتد.
ج. کامرانی فر همه ی هویت اش را از دست می داد و مثل فنایی همیشه به او می گفتند کمک داور فینال جام جهانی.
د. نان فنایی آجر می شد و او با همان آجر می زد تو مخ کامرانی فر و فرهاد مجیدی هم از یک جایی پیدا می شد همه را می بست به فحش و شریفی طرح آفتابه ی اخلاقی را به مجلس می برد و گروهبان قندعلی می گفت خدا را شاکرم بعد با کله می زد تو دماغ مایلی کلنگ و مایلی کلنگ هم می گفت بی ناموسا! فحش ندین! و پرویز پرستویی و باران کوثری هم با گریه جمع را همراهی می کردند.
5. در برخی بازی ها صحنه ی آهسته ی گل تا پایان نود دقیقه مدام تکرار می شود چون:
الف. گل می روید به باغ گل می روید/ با شبنم صبحگاه رخ می شوید.
ب. دل کارگردان برنامه برای حرکت آهسته گل تنگ می شود.
ج. در آن لحظه ها یک مشت نره خر و ضعیفه که نسبت شان با هم مشخص نیست و تازه دارند لبخند هم می زنند برای دوربین دست تکان می دهند. آخه ناشکرها! خوب بود به جای صحنه ی فرح بخش گل، برفک یا یک عدد بیلاخ نشان تان می دادند؟
د. بارها دیدن گل می تواند فورواردهای کشور را که 400 میلیون می گیرند و چمن را دریبل می زنند به مرز خودباوری برساند و لااقل گل زدن که یاد نمی گیرند ژست اش را یاد بگیرند.
6. یک مجری عزیز گفت که ناکامی تیم فرانسه به علت سیاست های غلط سارکوزی در کشور فرانسه است، پس:
الف. این نتیجه را می توان برای تیم های صعود نکرده به جام جهانی هم گرفت.
ب. گزینه الف خفه شو!
ج. گزینه ی الف! آیا منظورت این است که علت صعود نکردن هر تیمی در دنیا سیاست های غلط سارکوزی است؟ درست فهمیدم؟
د. گزینه ی الف حیا کن/ تست چهار گزینه ای رو رها کن.
طراح سوال: آقایون گزینه ها! راحت باشید! بنده هم این وسط ان ام دیگه؟
7. به نظر شما برای تنبیه تیم فرانسه کدام گزینه ی زیر غیر انسانی تر است؟
الف. تیم را مجبور به گرفتن عکس دسته جمعی با حاجیلو کنند.
ب. هر کدام از اعضای تیم پنج دقیقه از گزارش های جواد خیابانی را با هدفون گوش کنند به خصوص گزارش بازی مکزیک- آرژانتین را که کم مانده بود خیابانی لخت شود برود توی زمین مارادونا را قلم دوش دور زمین بچرخاند، دو بار هم حنجره اش افتاد وسط خط بی آر تی خیابان ولیعصر.
ج. اعضای تیم در ضیافت شامی به میزبانی کفاشیان، تاج، مایلی کلنگ، جهانگیر کوثری، فریدون جیرانی و پرویز پرستویی شرکت کنند.
د. زنده زنده در آتش افکنده شوند.
8. چرا داور بازی انگلیس- آلمان گل لمپارد را قبول نکرد؟
الف. چون مخالف سیاست های استعماری کمپانی هند شرقی بود.
ب. چون نوه ی گاندی بود.
ج. چون تا سال گذشته داور مسابقات ادبی بود و امسال داور مسابقه فوتبال شده بود.
د. چون از اهالی غیاث آباد اروگوئه بود.
9. جاودانی از فوتبال بیشتر اطلاع دارد یا:
الف. یک شلغم؟
ب. یک کرفس؟
ج. یک تیرانوسوروس؟
د. یک آمیب؟
10. با سطح فوتبالی که از کره جنوبی و ژاپن در جام جهانی دیدیم:
الف. بچه های ما با قلب شیر در جام ملت های آسیا آخر می شوند.
ب. بهترست بچه های تیم به قلیان کشیدن و شرکت در پارتی های معصیت بار و پرتاب تف روی چمن ادامه دهند چون در هر صورت قهرمان نمی شویم و همین دو دقیقه حال و حول از کف شان می رود.
ج. بهترست فدراسیون از همین امروز بهانه های لازم را تهیه کند که یک وقت خدای نکرده کار به شب آخر و اضافه کار ماندن پرسنل نکشد.
د. تیم را بهترست بدهند دست کوپل مایلی/فریادشیران که اگر قهرمان نمی شویم لااقل جام اخلاق را بگیریم و دست خالی برنگردیم.
11. پخش مستقیم مسابقات جام جهانی توسط تلویزیون:
الف. خیلی خوب است و جای تشکر دارد چون خود کره ی شمالی هم پخش مستقیم ها را با یک روز تاخیر نشان می دهد! (به خدا این جمله را با گوش های خودم شنیدم و اگر طنزی در آن هست هنر آن عزیز هموطن است.م.)
ب. باعث شده تلویزیون از حالت تک بعدی خارج شود و دو بعدی شود چون قبلا در برنامه های تلویزیون فقط یک عده آدم شاد پشت میز با هم حرف می زدند حالا بین حرف های آنها کمی فوتبال هم پخش می شود.
ج. عالی است و من فقط یک سوال دارم و آن اینکه آیا طبق قوانین فیفا امکان شروع نیمه ی دوم بازی بدون پخش تبلیغ سریال فاصله ها وجود دارد یا خیر و آیا شب به شب دیدن قیافه ی دانیال حکیمی و حسن جوهرچی برای قلب ضرر دارد یا چی؟
د. جای تشکر دارد از خیلی هم بیشتر فقط اگر عزیزان جام جهانی ترتیبی بدهند که بازی ها با سریال های فارسی وان و به خصوص سالواتور تداخل نداشته باشد ممنون می شوم.
ه. موارد قبلی گزینه نیست و مصاحبه است و انگار نه انگار اینجا سوییسه و باید پاسخ های چهار گزینه ای هم مثل همه چی استانداردی داشته باشه. خاک بر سر طراح سوال!
پایان
قاراشمیش
بدترین لحظه ی مرد بودن
همین نقطه ی پایان است
همین به ته رسیدن.
١. خواستم به همین چند خط بسنده کنم و برم پی کارم ولی دیدم نمی توانم از شرکت BP بگذرم و چیزی ننویسم که با عدم بستن سوراخ نشت نفت در خلیج مکزیک باعث آلودگی خلیج فارس شده که همین امروز روزنامه ها نوشته بودن! آخه بی انصافا (منظورم مدیر عامل شرکت BP و خاندانش می باشد که این ماجرا را بی خیال شده اند و رفته اند قایق سواری!) به مردم آمریکا رحم نمی کنین به ما رحم کنین که اینور دنیا داریم برای بی دانشی شما تاوان پس می دیم. گفتم برم با چند نفر در این زمینه مصاحبه کنم:
نفر اول: به نظر من مدیر عامل این شرکت نباید می رفت قایق سواری. نه. نباید می رفت. حالا اگه اسب سواری بود یه چیزی ولی قایق سواری انگار به مردم دنیا گفته بیلاخ!
نفر دوم: وا؟ رفته قایق سواری؟ چرا نرفته سینما ازدواج در وقت اضافه رو ببینه؟ خیلی حال میده. انگار هفت نفر در آن واحد بهت ت.جاوز کنند.
نفر سوم: حتما شرکت می کنم.
2. بعد یاد جام جهانی افتادم و گیر دادن به تیم فرانسه که شما بی فرهنگید و فلانید و اینها. تمام این حرف ها درست فقط شما به برخورد فدراسیون و مطبوعات فرانسه با ماجرای فحاشی آنلکا به سرمربی تیم توجه کنید. بابا! جلبک هم اگر بود این اتفاقات یک تکانی بهش می داد. تصور کنید اگر این اتفاق در مملکت گل و بلبل افتاده بود و مثلا (مثلا ها) فرهاد مجیدی فحش داده بود به صمد مرفاوی فکر می کنین چی می شد:
الف. تماشاچی ها هم به مرفاوی فحش می دادند آنقدر فحش می دادند که مجیدی خودش خجالت بکشه.
ب. مدیرعامل باشگاه با حمایت از فوروارد تیم اش در این شرایط حساس (آخه می دونید که باشگاه های آسیا از جام جهانی حساس تره و چشم دنیا به این بازیهاست.) تقریبا به مرفاوی فحش می داد.
ج. روزنامه ها هم به مرفاوی فحش می دادند که اگر تیم ات را خوب چیده بودی این وضع پیش نمیومد پس خاک بر سرت!
د. مرفاوی هم جوگیر می شد و در خلوت به خودش فحش می داد.
ه. فلافل فروش سر خیابون هم به مرفاوی فحش می داد و می گفت فقط این مرفاوی رو بردارن تیم درست می شه. لازم به ذکر است فلافل فروش فوق در زمان حجازی و کخ و رایکوف هم همین نظر را داشت.
و. همه به هم فحش می دادند و استقلال حذف می شد.
3. بعد گفتم بذار حالا که همه عین یتیم ها نشسته ایم و همدیگر را نگاه می کنیم یکی از پرمحتواترین شعرهایی را که این روزها شنیده ام تشریح کنم:
آهای دختر رشتی تو دنبال من می گشتی
زودی پیدام کردی دلمو بردی کشکی کشکی
حالا تو عشق ماهی تو استاد عشوه هایی
منم دوست دارم فک نکن شنیدی اشتباهی
سوال: آیا تی همان کی است که گشتی با کشکی هم قافیه شده؟
توضیح: عشق ماهی یعنی عشق آن سیاره ای که دور زمین می چرخد یا آن چیزی که هروقت از آب بگیری تازه اس؟
آهای دختر رشتی با اون اخلاق مشتی
دل ما رو تو کشتی با اون ابروهای هشتی
توضیح: برای تفسیر این بیت تمام فلسفه ی یونان را زیر و رو کردم و مطلبی به این موجزی و عمق پیدا نکردم. حالا هی بگین این یونانی ها آدم های متمدنی بودند.
سوال: از کی تا حالا ابروی هشتی چیز جذاب و قشنگی شده؟ مثل اینه که یکی بگه قربونت برم با اون ک.و.ن گشادت یا با اون دماغ کوفته ایت!
کل دنیا رو گشتم چشو وا کردم دیدم تو رشتم.
حالا دیگه ولت نمی کنم دنبالتم همش من.
توضیح: اصلا تبلیغ برای جذب توریست به این باحالی دیده بودین؟
ای تی جان قربان ... چقده تو ماهی
بگو واسم درس می کنی تو سبزی پلو با ماهی
خانم جان !؟ _جان ، خانم جان!؟ _جان
آخ برم قربون اون باقالی قاتوق و قیمه بادمجان ، هان!؟
توضیح: در اینجا شاعر چنان دچار شور و از خود بیخود شده که طرف و سفره ی غذا و قیمه بادمجان و سیرترشی را با هم کشیده زیر لحاف.
یه چشمک به من زدی گفتی با پسره بهم زدی
منم که زن ذلیل واست ویلا می گیرم تو انزلی
توضیح: صحنه را مجسم کنید. دختر رشتی یه چشمک می زنه به این یارو بعد یارو هم می ره براش ویلا می گیره تو انزلی. بعد می گن رکود بازار مسکن.
پا توی گیلان که می ذارم یه هویی غش میره دلم
بدون این که خودم بفهمم به سمت رشت میره دلم
توضیح: شرم بر آن خودکار بیکی که این کلمه ها را نوشته. اصلا هم شوخی ندارم. الان هرچی فحش تو استادیوم شنیدم داره جلوی چشمم رژه می ره که بدم به شاعر! و خواننده و شنونده ی این ترانه.
بی تو غرق میشه کشتیام به خاطر تو تا رشت میام
کسی بخواد دنبالت بیاد من می زنمش مثه وحشیا
توضیح: نه! واقعا این بیت توضیح می خواد؟ رابینسون کروزوئه هم بود کم میاورد.
4. سر آخر گفتم از عزیزان خواهش کنم تکلیفو روشن کنن که آیا مش و مانیکور جریمه نقدی داره یا چی. بابا ملت باید بدونن میان از خونه بیرون با خودشون یکی دو گونی پول بردارن یا نه فقط شناسنامه کافیه. چکمه بپوشن، نپوشن. عینک رو بذارن رو دماغ یا رو پیشونی یا هروقت نخواستن عینک روی چشمشون باشه بندازن دور بعد یکی دیگه بخرن. ناخن ها رو چه رنگی لاک بزنن به صرفه تره و به اقتصاد خانواده کمک میشه.
همین
نظرات ()


