مرگ دادزن ها

نمی خواستم حرفی در مورد مطلب ((خاطرات یک دادزن)) همشهری داستان بزنم. اما ای میل ها و کامنت ها وادارم کرد برای آگاهی کسانی که خاطرات آن چند دادزن را دنبال می کردند بنویسم که مسوولان مجله (همشهری داستان) مرگ آنها را خواسته بودند. وقتی تازه شخصیت ها جمع شده بودند و خواننده ها آنها را شناخته بودند با یک ای میل ساده از من خواستند که در شماره آینده بساطم را از مجله وزین شان جمع کنم. من هم که در مقابل ارباب خرسی ها کاری از دستم ساخته نبود اطاعت کردم. خیلی احساساتی می شود ولی اشک ریختم و قسمت آخر را نوشتم و برای ارباب ها فرستادم. حالا هم...این روزها که دو ماهی گذشته باید اعتراف کنم گاهی دلم برای آنتوان تنگ می شود.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
تگ ها :

چه چیزهایی برای ما جاذبه گردشگری محسوب می شود؟ یا خاطرات توریست قانع

از آنجایی که وضع اقتصاد دنیا خرابست و فقط ما وضع مان توپ است و صنعت گردشگری کهکشان راه شیری تمام هم و غمش را گذاشته ما را جذب کند گفتیم چیزهایی را که برای ما جذابیت محسوب می شود ذکر کنیم که خدای نکرده کشورهای مقروض از شکم زن و بچه هایشان نزنند خرج گردشگر ایرانی کنند باعث خجالت شود.

 

1. سریع بالا آمدن صفحه ی اصلی یاهو ( تا سه دقیقه سریع محسوب می شود.)

2. پله برقی و کف لغزان که یک دکمه قرمز هم انتهایش باشد. ( وسوسه ی فشار دادن دکمه قرمزه برای بسیاری از هموطنان هیجان آورتر از سوارترن هوایی شدن است.)

3. تماشای مقوایی که رویش نوشته باشند sale یا ایندیریم یا تنزیلات پشت ویترین مغازه ها. ( این نوشته ها خودش لذتبخش است اصلا لزومی ندارد که واقعا حراج باشد.)

4. چند بوتیک درندشت که اجناس ارزان و بنجل چینی بفروشند. ( کیفیت اجناس اصلا مهم نیست. مگر سوغاتی کیفیت می خواد؟ سوغاتی باید تا زمانی که می دیش دست طرف دوام داشته باشد که محققان چینی به این مهم نائل شده اند.)

5. استخر داشتن هتل ( اصلا مهم نیست آب داشته باشد چون هموطنان قرارست کت و شلوار بر تن و جوراب پاریزین به پا کنارش عکس بیندازند.)

6. در تبلیغات هتل قید شود (( تضمین می کنیم شما در طول اقامت با هیچ هموطنی روبرو نشوید.)) ( ایرانی مار ببیند اینطور جا نمی خورد که بییند یک نفر دارد دور و برش فارسی حرف می زند.)

7. ایجاد چند (( ترین)) در کشور مورد نظر مانند: بلندترین دسته خر دنیا، بوگندو ترین خیابان دنیا، بی آب و علف ترین پارک دنیا، بد صداترین گوینده نام ایستگاه متروی دنیا، دوبی ترین بازار دنیا، احمقانه ترین سمبل شهری دنیا تا عزیزان هموطن باهاش عکس بیندازند. ( کلا یک چیزی هوا کنند که عزیزان باهاش عکس بیندازند چون واضح و مبرهن است که عکس و فیلم سفر مهمتر از خود سفرست چون در سفر که قوم و خویش و در و همسایه و فامیل های دسته دیزی و کسبه محل و شمسی خانوم و عباس آقا همراه آدم نیستند. )

8. ساخت و نصب چند تابلوی نئون مک دونالد، کی اف سی، پیتزا هات و برگر کینگ هرجایی که شد. ( تحقیقات نشان داده دیدن این تابلوها و رد شدن از زیرشان اثرات درمانی دارد. حتا گزارش شده یک هموطن که ورم پروستات داشت با دیدن تابلوی مک دونالد حواسش پرت شد رفت زیر ماشین.)

9. پر کردن مینی بار اتاق هتل از اشربه و اطعمه و خارخاسک و چوب شور. ( مهم نیست که تاریخ مصرف گذشته باشند چون قرار نیست خورده شوند. پول دادن بابت چیزهای داخل یخچال اصلا تعریف نشده، طرف هزار دلار خرج خریدن گل مصنوعی و پوشک از خارجه می کند ولی اگر بچه اش دست بزند به این چوب شورها دعوایش می کند، آن را از دست بچه می کشد و با احترام سر جایش می گذارد. کلا ایرانی عادت ندارد برود سر یخچال غریبه.)

10. تهیه چند ون که در ساعات خاص افراد را رایگان از هتل ببرند هرجا. ( جاش مهم نیست فقط مجانی باشد. مثلا ببرند قبرستان ابوظبی سر قبر ماهیگیر فداکار یا مثلا ببرند بیست کیلومتر خارج شهر تماشای سوله ی عرضه مستقیم کالا یا ببرند محل احداث بلندترین چیز دراز دنیا.)

11. تهیه یک ضبط دو کاسته و یک لنج و نوار کاست آرش و شهرام صولتی به عنوان کشتی کروز

12. ساخت چند مرکز خرید که اجناسش را از بازار تهران و کوچه مروی تامین کنند. طرف سس خرسی و دم کنی و سیخ کباب و سوهان لقمه را در کرفور ببیند می خرد، بار می کند می آورد ایران.   

13. لبخند متصدیان هتل از مسوول پذیرش تا نظافتچی اتاق چنان گردشگر ایرانی را از خود بیخود می کند که تاج محل و دیوار چین نمی تواند چنین تاثیری بگذارد. (البته این عزیزان می توانند لبخند هم نزنند همین قدر که زیر لبی فحش مادر نمی دهند یا خودکار را پرت نمی کنند سمت مشتری هتل گردشگر هموطن ما احساس عزت و احترام می کند.) 

14. تماشای نمایشگر زمان انتظار برای اتوبوس و مترو و زمان گرفتن برای چک کردن صحت آن ( نمی دانید عیشی که آدم از رسیدن اتوبوس اجنبی سر وقت معین می برد چه اندازه است! انگار یک شام خورده باشی تو رستوران طبقه ی فلانم برج ایفل.)

15. خندیدن در مکانی عمومی و عدم چرخیدن سرها به سمت صاحب صدا. ( محققان کیف این کار را با غواصی در سواحل جزایر قناری برابر دانسته اند.)

16. عدم دیدن قیافه ی محسن حاجیلو و همه ی مجریان زن تلویزیون در طول سفر 

17. دیدن عابران پیاده ای که در زمان قرمز نمی پرند وسط خیابان، رانندگانی که به خاطر حفظ جان عابرها می زنند روی ترمز، شهروندانی که فین نمی کنند روی سنگفرش پیاده رو و بعد دستشان را نمی مالند به درخت، اینها همه و همه برای ایرانی جماعت جزو جاذبه های گردشگری محسوب می شود و هیچ خرجی هم برای کشور میزبان ندارد. 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۸
تگ ها :

آزمون چهار گزینه ای دلالی دلار

1. شما به صرافی می رسید. روی تخته سیاه نوشته دلار 1600 تومان. دست تان را توی جیب تان کرده و پلک می زنید. حالا دلار چند تومان است؟

الف. 1700

ب. 1800

ج. 1900

د. مرگ بر آمریکا!

 

2. دلار به قله رسیده. بانک مرکزی می گوید تمهیداتی برای این که دلار به سلامت پایین بیاید اندیشیده. چه می شود؟

الف. دلار از آن بالا انگشت میانی اش را به تمهیدات نشان می دهد.

ب. دلار را کت بسته از قله ی مذکور پایین می آورند و از قله ی بلندتری بالا می برند.

ج. دلار کت بسته پایین می آید و در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام می کند که فریب حباب قیمت را خورده. حباب قیمت با چند چمدان ریال با ارزش از کشور خارج می شود. آن طرف چمدان ها را می دهد یک بطری آب معدنی می خرد و قورت قورت می خورد. بعد گرین کارتش را در می آورد و خودش را با آن باد می زند.   

د. دلار از آن بالا داد می زند: بابا! چرا گیر دادین به من؟ چرا کسی نمی گه پوند شده 2500. تا کی حق کشی؟ می خواین منم مثه اون پهلوان باستانی کار قاطی کنم ببندمتون به فحش؟

 

3. تمهیداتی که برای پایین کشیدن قیمت دلار اندیشیده شده چیست؟

الف. گفتمان: دلار! جون مادرت بیا پایین! این تن بمیره بیا از خر شیطون پایین! شیرمو حلالت نمی کنم! کی گفته ممه رو لولو برده؟ بیا پایین مادر به قربونت بره.

ب. نفرین: الهی به زمین گرم بخوری دلار! الهی بری زیر رکود! الهی از ریال بی ارزش تر شی! زنده باشم خواریتو ببینم. یه ریال بدم یه گونی ازت بگیرم! الهی!

ج. تهدید: چنانچه دلار با زبان خوش تا فردا نفرماید پایین، ما و باقی برادران می فرماییم بالا.

د. ارعاب: بیا پایین! خوار....مادر....بیا تا چوب تو .... نکردم. الان از اون بالا میفتی کاسه ی ک...نت می شکنه هم برای خود خوار....دردسر درست می شه هم برای من.

 

4. شما هفته ی پیش رفته اید سفر خارجه و دو هزار دلار خرج کرده اید و فکر کرده اید خرج تان شده دو میلیون و چهارصد هزار تومان. این هفته به وطن بازگشتید و فهمیدید خرج تان شده سه میلیون و ششصد هزار تومان. چطور چنین چیزی امکان دارد؟

الف. شما یک میلیون و دویست هزار تومان در هواپیما تنقلات و پپسی کولا خریده و خورده اید شاید فشاری هم به خانوم مهماندار وارد کرده باشید که یک وقت خدای نکرده پول به کشور برنگردانید.  

ب. دلار از قانون بقای ماده و انرژی پیروی نمی کند.

ج. در مورد دلار یک با یک برابر نمی باشد.

د. کارگروه کاهش قیمت دلار تمامی قوانین جبر و فیزیک و شیمی را زیر سوال برده است.

 

5. وینستون لایت یک شبه شده نخی صد و بیست و پنج تومن. بیست و پنج تومنی از کجا بیارم؟

الف. از سر قبر عمه ی بنده

ب. از روی زمین

ج. بسته ای بخر جونت دربیاد!

د. سیگار نکش. ورزش کن. چیزهای فیبردار بخور. لبنیات. می خوای سالها از نفس کشیدن تو سرزمین گل و بلبل و تمهیدات لذت ببری.

6. دارا سه هزار دلار دارد. دو هزار دلارش را از قرار دانه ای 1800 تومان می فروشد و هزار دلارش را هم از قرار دانه ای 1700 تومان در عالم خواهر برادری به سارا می فروشد که او هم ببرد بفروشد. سارا وقتی به صرافی محترم می رسد دلار شده از قرار دانه ای 1550 تومان.

الف. دارا خوارک...ده است.

ب. سارا خاک بر سر است.

ج. سارا حاضرست عصمتش گچی شود ولی سر مساله ی دلار ضرر ندهد.

د. سارا دلارها را نگه می دارد و یک ماه دیگر از قرار دانه ای 2000 تومان می فروشد و یک بیلاخ تمیز هم حواله می دهد به داداش بزرگترش و می شاشد به احترام به پیشکسوت.

 

7. شخصی دو کلیه و یک قلبش را فروخته و دلار خریده. در مورد این شخص چه می توان گفت؟

الف. آفرین

ب. احسنت

ج. برد کرده.

د. چرا به عقل ما نرسید.

 

8. شخصی از خانه بیرون می آید و تا صرافی می دود. این شخص:

الف. صرافی با وجدان و دونده است.

ب. دلار خر است.

ج. دلار فروش است.

د. مسوول استعلام نرخ ارز در کارگروه کاهش قیمت دلار است.

 

9. کدام پیشنهاد زیر برای کاهش نرخ دلار سودمندتر است؟

الف. حذف چهار پنج صفر از واحد پول کشور و نامگذاری واحد جدید به نام تومان و نامگذاری واحد خرد جدید به نام دلار به نحوی که هر 100 دلار یک تومان باشد.

ب. تصویب طرح برخورد با دلار خران به نحوی که هرکس دلار خرید به سه ماه معاشرت با حمید استیلی محکوم شود.

ج. چاپ اسکناس صد هزار دلاری مزین به عکس اوباما توسط بانک مرکزی جهت بی ارزش کردن دلار

د. چاپ تراول یک ریالی برای ریختن به سر عروس و داماد توسط بانک مرکزی جهت افزایش غرور ملی

ه. اجرای طرح پیش فروش دلار

و. هرکس دلارش را با زبان خوش تحویل بانک داد یک عدد کارت هواداری باشگاه پرسپولیس جایزه بگیرد.

ز. تغییر شعر پر مغز روبرو، خواندن آن و کف زدن با آن در مجالس پاتختی جهت پروپاگاند تبلیغاتی و تلقین مثبت به ریالمندها: دلار دلار کاشونه ماشاا.../ دلار که خیلی ارزونه ماشاا...

ص. افزایش ساعات ناهار کارگروه ثبات قیمت ارز از سه ساعت و نه دقیقه به چهار ساعت و بیست دقیقه و اهدای بن شهروند به عزیزان

خ. تصویب لایحه عدم تعطیلی سیزده فرودین و به جای آن تعطیلی چهارده فروردین در مجلس جهت همسان سازی مفهوم نحوست با کار

ظ. حذف یارانه نقدی کسانی که قصد حباب افکنی در قیمت دلار را دارند. تشخیص این امر توسط کارشناسان حباب افکن شناس یارانه آجر کن خبره بانک مرکزی انجام می شود.

 

 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
تگ ها :