يعنی همين!

همين در آفتاب قدم زدن
برای من کافيست
همين تو را حس کردن
برای من کافيست
نمی خواهم
تو را به کاری وادارم
همينگونه
باورت دارم.
......................
يعنی
حرف ها
به اين آسانی
در گرما
می پلاسد؟
يعنی
مرگ ما
قرارست تا ابد
بر خاک بماسد؟
يعنی
نه دستی از جيبی
نه پايی از درگاهی
نه آهی به نگاهی
نه از بودن نصيبی
يعنی
برای خاطر نارنج ها هم که شده
دیگر مرا
به نام نمی خوانی؟   
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٥
تگ ها :