گزارش نشست نقد و بررسی رمان من یه گوگول مگولم.
به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان زیر دیپلم در این نشست ابتدا الف. بهمان با اشاره به لزوم نقض باورپذیری روایت و همچنین شخصیتپردازی از منظر روایت باور پذیر گفت: این رمان بسیار از روانشناختی رنج می برد و باید در شیوه ی نقد لحاظ آن را پیروی کرد. طرح رمان ساده و پیچیده است و از سادگی خواننده را درگیر لایههای تودرتوی کشف ارتباطات میکند، که انگیزه ی پیگیری رمان را به باورپذیری شخصیت ها و تداوم روانشناختی به سبک روز در انسجام تصاویر ساده و پیچیده.
این نویسنده و منتقد ادبی سادگی طرح رمان را ظاهری و از روی ریا دانست و افزود: دیریابی رمان به دلیل سادگی تکثیر و پیچیدگی محتوای روابط و درک تداوم روایت بر انسجام عمق. همچنین این رمان در بیان سادگی به دلیل تعمق در نسج پیچیدگی باید فهمیده شود و بیان کند.
او یادآور شد: پسیکانالیز درون انتقالی، سویهگرایی عاطفی، تداوی هیستری، عقده ی مقعدی، کاتارسیس شدید، واپس زدگی تحت قیمومیت، تبدل هیپنوتیکی، توهم فرضی، تشخیص اسکیزوفرنی رقیق، تنقیه ی اجتماعی، تورم مهبلی، مهملگویی و تلقین انتقاد و خصلتهایی چون: نقد ستیزی، نفرت انگیزی، تمایل به تناسخ، نقش در نقش، فرش در فرش و فریب منتقد عامی، جزیی از رفتار راوی شده که باید در تعمق دقیق پیچیدگی ها شود.
وی که بلندگو را ول نمی کرد ادامه داد: دیگر حرفی ندارم.
ب. فلان نیز در این نشست با اشاره به اینکه این رمان به نسبت رمانهایی که در تاریخ ادبیات جهان نوشته شده بهتر است افزود: به نظرم، این رمان بسیار خوب و استادانه نوشته شده است و بسیار جذاب به نظر میرسد ولی جذاب نیست.
وی در ادامه رمان را به هفتصد بخش تقسیم کرد و گفت: در دویست بخش خوابم برد ولی در صد و سی و هشت بخش چوب کبریت گذاشتم زیر پلک هایم و در ده بخش زبان خوب بود و در هفتاد بخش تخیل خوب بود و در هشتاد و شش بخش از اتفاق بزرگ یا انفجار برج یا برخورد قطار خبری نبود و در بیست و سه بخش بود. وی افزود: گاهی نویسنده به آدم شوک الکتریکی می داد که لزومی نداشت و یک آمپول آدرنالین همان کار را می کرد.
وی با اشاره به مشکلات چنسی نویسنده گفت: در بخش ششصد و دوم این رمان، کنش بین شخصیتهای داستان تحت تاثیر عقده ی الکترامنیتیک که افت شدید شوک را به قدری در خواننده که بارز می شود.
سپس جیم. گوگول مگول گفت: در یک سطر فقط می توان گفت رمان خوبی است. وی سپس اضافه کرد: جنس زبان خیلی خوب بود و جان می داد برای روبالشتی و رو دشکی ولی حیف که نویسنده از آن برای دستمال سفره استفاده کرده بود.
وی در پایان گفت: اما درگیری شخصیت ها با هنجارگریزی اسطوره های مرکزی و درونیات روایت وامدار عدم قطعیت روان پریشانه ی دغدغه های راوی القا می کند که از نظر منطق رئال و کهن الگوهای نوگرا درون مایه های زیاده گوی زبانی باید به تاثیر واحدی بینجامد است.
شین. رو دشکی عضو ثابت تمامی هیات های داوری منظومه ی شمسی گفت: زبان پیراسته بود ولی آراسته نبود. یعنی از هر مشکلی عاری بود ولی بی مشکل نبود و این آراسته بودن و نه پیراسته بودن زبان رمان را به سعدی و انشای پیش دبستانی ها نزدیک می کرد که عاری از هر مشکلی بود و خطرناک بود و جا داشت یک تابلویی، هشداری، چیزی.
او یادآور شد: رمانی که در ژانر فضاسازی می شود ویژگیاش پیچیدگی مدام واگویههای ذهنیاش را بیان میکند. و در این زمینه من هیچ اعتقادی به حرف آقای بهمان ندارم، فکر کنم خود ایشان هم به حرفشان اعتقادی نداشتند، اصلا ایشان در خانواده ی بی اعتقادی چشم به جهان گشودند. وی در ادامه با رد سخنان آقای فلان و خانوم گوگول مگول گفت: من حتا به نحس بودن عدد سیزده و گذشتن از زیر نردبان و پای خرگوش و نعل اسب و قاطر هم اعتقادی ندارم.
این داور ابدی متذکر شد: این کار منطق خود را دارد، یعنی هر کاری منطق خود را دارد و منطقم به منطقت!
او با رد نظر انیشتین دربارهی ساختار شش وجهی بلورهای اشباع ذرات فوتون در مدارهای ثانوی، که نقطهی قوت این بخش ذکر شده بود، گفت: به نظرم این ساختار نقطه ضعف دارد چیزی که در کار ایرانی ها اندک است.
وی یادآور شد: راوی غیر ایرانی است چون ایرانی ها خوب نمی نویسند و پایان بندی جذاب است که ایرانی ها به جز گلزار جذاب نیستند و در کل کار سیر صعودی داشت در صورتی که ایرانی ها همیشه سیر نزولی دارند.
وی در پایان طشابح راوی را در نذراط خود کصل کنندگی و تکسر عارا و عغاید و تنغیه غصور را از ویژگی های نغد روانشناصی مبطنی بر قر قر و قرولند دانصط و تغبیح کرد.
سپس عین. سیرابی آمارگیر ادبی و مسوول بخش آمار و ارقام وزارت نظارت بر نظرات دیگران با بیان اینکه در جمعبندی نظر منتقدان متفاوت احساس میکنم نگاه مثبتی که به این اثر استفاده شده، کامل است افزود: ساختار متناسب موضوع قابل تأملی که در جامعهی ما تاکنون مطرح نشده و موضوع خاصی است.
دبیر علوم اجتماعی سال دوم نظام قدیم ادامه داد: ادبیات ما، پر از تفکر ایرانی است. اما در این اثر، برعکس جریانی که در طول سالها در ادبیات ما اتفاق افتاده است، اتفاق میافتد. ما در رمانهایمان مواجه شدهایم اما در این رمان، خیر.
او همچنین یادآور شد: ضریب استفاده از استعاره در این رمان هشت و نه دهم است که در مقایسه با استاندارد جهانی و ایزو 2009 بسیار بالاست؛ به این دلیل از این منظر، رمان ایرانیزیلاسیون شده است ولی بهتر بود ایزوگاماسیون می شد که برای بارندگی های فصلی و همان ساختار شش وجهی فوتون ها که خانوم رودشکی فرمودند هم. و در کل رمان به شدت هفت و چهار دهم در مقیاس ریشتر دستوری نوشته شده و هنوز از تلفات و خسارات احتمالی گزارشی مخابره نشده است.
سیرابی خلق هر داستان را زاییدهی یک زن دانست و توضیح داد: حتما یک عملی باید باشد که منجر به زایمان شود. این قضیه در رمانهای اکثر نقاط جهان بسیار پررنگ است در حدود ده ممیز سی و دو صدم؛ اما در این رمان، تمام چیزهایی که در کارند، هشت دهم گراد با هم تناقض راستا دارند که قابل اغماض نیست و خطا دارد.
این منتقد در پایان متذکر شد: هفته ی پیش یک رمان غربی خواندم که همراستا بود.
منتقد پایانی سرکار خانوم سیمون پشم ریزیان وکیل مدافع حقوق زنان و پیرزنان و خاله زنک ها با اشاره به نگاه انسانی نویسنده به زن گفت: زن باید محور تمام رمان های تاریخ شود و من پیشنهاد می کنم تمام رمان های تاریخ ادبیات که شخصیت اصلی در آنها مرد است با تغییر نام مردها زنیلاسیون شود که جای تشکر دارد. وی زن ستیزی را حرفه ی تمام مردان نویسنده و منتقد دانست و گفت: من از این رمان خوشم آمد چون نویسنده اش زن بود و به مرد بودن خود افتخار نمی کرد.
ایشان در ادامه افزود: از زن کمترم اگر روز ولنتاین برای تمام نویسندگان زن کارت نفرستم. در ادامه ی جلسه این منتقد همیشه در صحنه با تذکر حضار که کمی هم در مورد این رمان حرف بزن افزود: من به نمایندگی از تمام زنان جگرسوخته حرف می زن ام. این رمان حرف دل منان و زنان بود. وی در ادامه در پاسخ به این سوال که شما چگونه من را جمع بستید گفت: یک زن همیشه جمع است. مردها تفریق اند. تقسیم اند. تف بر مرد غیور ایرانی! مرد ایرانی حیا کن، ادبیاتو رها کن.
در پایان، جلسه با موج مکزیکی حضار و شعارهای لیدرها در رد رمان ایرانی زن ستیز و محکومیت مردان در طول تاریخ پایان یافت.
نظرات ()


