فرو

صدای لرزش عقربک های سياه
که روز را ذره ذره می جوند
و فلاش های سرگردان
که لحظه های بی خودی را
ثبت می کنند
در آيينه پوسيده زمان
و انحناي بن بست هاي هميشه
تا انتهاي خرد شدن ثانيه ها
گسترده در پيش چشمانمان
آه!اي مرداب روزهاي درگذر
سراب روزهاي نيامده را
واگذار
و مرا
به اعماق ريشه هاي جاودان سكون و سكوت
به فروسوي بودن ها و شدن ها
ببر.
  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٥
تگ ها :