شبکه 2 ورزش داره/ واسه جوونا ارزش داره یا نمایشنامه ی مرگ میزگرد

 

(یک مشت آدم با میانگین سنی هفتاد و میانگین تحصیلات سیکل و میانگین زبان بیست سانتیمتر دور هم نشسته اند.)

مجری، گزارشگر، تهیه کننده ی سینما (دیالوگش را بیست دقیقه با اخم طول می دهد، انگار بینندگان پدرش را کشته اند.): با سلام. در یک ماهی که من نبودم و سر فیلمبرداری بودم اتفاقات تلخی در فوتبال ما به وقوع پیوست و یک لحظه غفلت من که در دهه ی چهل دفاع راست بازی می کردم کافی بود تا تیم ملی ما مقابل عربستان شکست بخوره. امشب در خدمت کارشناسان محترمی هستیم، مهمان محترمی هم داریم، حاشیه های محترم تا دلتون بخواد و نمک و فلفل به میزان کافی. از مرحوم فلانی کارشناس برنامه می خوام که نظراتشون رو در مورد انتخاب به جا و شایسته ی سرمربی تیم اعلام کنن.

مرحوم فلانی (در حالی که هر کلمه را مثل اخ و تف اول می جود بعد پرت می کند روی صحنه): با تبریک این انتخاب شایسته. ببینید من برای صعود تیم ملی سه راهکار دارم. اول اینکه تیم باید هرچه سریعتر از این شکست فاصله بگیره. دوم اینکه تیم باید در هر سه بازی باقیمانده برنده بشه آن هم با گل آوراژ! بالا و سوم هم اینکه برای یکبار هم که شده بچه ها به جای فعل خواستن فعل توانستن رو صرف کنن شاید یه چیزی شد. در مورد انتخاب به جا و شایسته هم درسته که علی دایی اسطوره ی فوتبال ماست و حیف بود که از فوتبال بره ولی الحق و والانصاف وقتش بود با تیپا بندازنش بیرون. تا الان هم فدراسیون احترام قدشو نیگر داشته بود. متشکرم

مجری: جناب فلانی یادم هست همون موقع هم که من دفاع چپ بودم و شما هافبک راست شاهین بازی می کردین یک بار از چهل متری یک شوت زدین سمت دروازه ی سنگاپور. هه! هه! هه! (حلقش را می بندد و خودش را جمع و جور می کند.) حالا از کارشناس مطبوعات می خوایم که نقطه نظرات خودشون رو در مورد انتخاب به جا و شایسته...( به پشت صحنه نگاه می کند) بله. قبل از اون من ای میل و فکس و شماره پست و تلگراف و تلفن برنامه و موبایل همسر تهیه کننده و شماره تماس واکی تاکی نوه ی مدیر شبکه رو اعلام می کنم تا شما عزیزان هر سوالی در مورد انتخاب به جا و شایسته ی سرمربی تیم ملی داشتین از کارشناسان برنامه ی ما بپرسین. ای میل ما هست ورزش ارزش دو اتساین مووی میکر دات کام.

کارشناس مطبوعات: ببینید در مقطع کنونی اگر هدف ما فقط رفتن به جام جهانیه انتخاب بجای ایشون کار درستیه و اگر هدف ما فقط رفتن به جام جهانی نیست باز هم انتخاب بجای ایشون کار درستیه. ایشون اگر تمام بازی های سالهای گذشته رو با تیم هاشون می بردن الان کارنامه ی موفقی داشتن و دیگه کسی حرفی نمی زد حتا علی دایی اسطوره ی فوتبال خاورمیانه که درست نبود با اون فضاحت مثل سوسک بیرونش کنن چون با این که آدم نیست ولی احترامش واجبه!

مجری: در دوران احمدشاه هم که من بک راست بازی می کردم، یک بار در دیدار با تبت اگر درست یادم باشه یک اوت انداختم که بیست دقیقه بعد همایون بهزادی گل پیروزی بخش ما رو زد. اون سال هنوز دایی این اسطوره ی فوتبال کشور هنوز به دنیا نیومده بود پی پی کنه به تیم، هرچند احترامشون واجبه و حیف شد. هه! هه! هه! همچنین امشب در خدمت کارشناس احترام به پیشکسوت هستیم که بینندگان عزیز هنوز شوت سنگین ایشون رو در دیدار گسترش- نیروی زمینی به یاد دارن. جناب! نظر شما در مورد حذف شایسته ی دایی این اسطوره ی فوتبال کشور و انتخاب به جا و شایسته ی نفر بعدی چیه؟

کارشناس احترام به پیشکسوت: به نظر من ایشان فاکتورهایی دارن که ما رو مستقیم می بره جام جهانی: اول اینکه خیلی رک هستن. شما ببینین الان در فوتبال روز دنیا رک گویی و صراحت حرف اول رو می زنه. مورینیو فقط با رک گویی پرتو و چلسی رو قهرمان کرد وگرنه نه سواد داره، نه فحش بلده، نه ژنراله نه سلطان. دوم اینکه تا حالا یک مورد خیانت در امانت از ایشون گزارش نشده. احترام به پدر و مادر و پیشکسوت براشون ارجحه و آخر از همه اینکه از دو سالگی روی پای خودشون وایستادن و از سه سالگی هم زبون باز کردن عین بلبل. این فاکتورها که من برشمردم حتا مالدیو رو هم می فرسته جام جهانی.

مجری: علاقمندان حتما یادشون هست در جام تخت جمشید که من بک چپ بودم و شما فوروارد، یک بار شما یک بازیکن رو دریبل کردین. هه! هه! هه! ( دکمه ی کتش کنده می شود.) ولی به نظر من الان هم وضع ما بحرانی نیست و هنوز اختیار صعودمون دست خودمونه: اگر ما کره شمالی رو با گل به خودی اونها در پیونگ یانگ شکست بدیم و امارات در مقابل ما حاضر نشه و سه هیچ بازنده بشه و کره جنوبی و عربستان هم از بازی رودررویی که دارن هیچکدوم هیچ امتیازی نگیرن و پدر اون لژیونر کره ای هم عمرشو بده به شما و کره ی شمالی عربستان رو با پنج گل در هم بشکنه ولی سه امتیازشو بهش ندن ما به عنوان تیم اول میریم جام جهانی. حالا می رسیم به سوالات مردمی. همکارم چاقال سوالات شما مردم عزیز رو مطرح می کنن.

چاقال(عین عروسها لپهاش گل انداخته): با سلام. احمد از قره تپه حسن انتخاب فدراسیون رو تبریک گفتن و پرسیدن آیا این انتخاب واقعا شایسته بوده؟

مجری: مرحوم فلانی لطفا شما پاسخ بدید.

مرحوم فلانی: بله. شایسته بوده تا زمانی که عکسش ثابت بشه.

چاقال: قلی از ماوراء النهر از کارشناس احترام به پیشکسوت پرسیدن آیا این انتخاب شایسته رو از لحاظ اخلاقی تایید می کنید؟

کارشناس: از هر لحاظی که شما بخواین تایید می کنم.

چاقال: شاهرخ از بنگلادش از آقای مجری خواستن گاهی هم در برنامه تون یادی از هموطنان مقیم بنگلادش بکنید.

(مجری سری تکان می دهد.)

چاقال: رکسانا از توابع چهارمحال و بختیاری پرسیدن آیا نقد باید سازنده باشه یا مخرب؟   

(مجری به کارشناس مطبوعات اشاره می کند.)

کارشناس مطبوعات: ببینید. اگر نقد سازنده باشه خیلی هم خوبه، از خیلی هم بیشتر. اما اگر مخرب باشه و توش از الفاظ رکیک استفاده بشه اونوقت بستگی داره مثلا نقدهایی که همین آقای سرمربی قبلا از آقای دایی، این اسطوره ی فوتبال کشورمون می کردن که به نظر من هم حقش بود خوبه. پس نقد مخرب خوبه در صورتی که شما خودت سرمربی تیم ملی باشی و اگر سرمربی نیستی بیخود می کنی نقد می کنی اون هم مخرب. مگه خودت خوار مادر نداری؟

مجری: هم اکنون جناب سرمربی پشت خط هستن. سلام عرض می کنم. انتخاب بجا و شایسته ی شما و پیشاپیش صعود تیم ملی رو به جام جهانی تبریک می گم. بفرمایید.

سرمربی: چه سلامی؟ آقا من یه انتقاد داشتم از برنامه ی شما.

مجری(چهارستون بدنش می لرزد): چی شده؟ خدا بد نده.

سرمربی: آقا انتقاد من از شما اینه که چرا انتقاد نمی کنین؟ انتقاد کن، بزن. خراب کن. سرتو بالا بگیر. اصلا از ریخت من هم خوشت نمیاد بگو. من خودمو اصلاح می کنم. من همچین آدمی ام. مترو سوار می شم. بی آر تی سوار میشم! له میشم لای این جمعیت. یه بار از فرط نقدپذیری خودمو انداختم زیر اتوبوس شرکت محترم واحد. من قاطی مردم ام. آخه من کی ام که بخوام...من خاک پای همه...اهه! اهه! اهه! (گریه ی سوزناک بیست دقیقه و چهل ثانیه)

مجری (اشک حلقه حلقه شده تو چشم هاش): شما علاوه بر همه ی فاکتورهایی که دارین که ما رو یک راست می بره جام جهانی قلبتون هم مثل گنجیشک می مونه. تبریک می گم. از کارشناسهای برنامه می خوام که اگر حرفی، انتقادی دارن بیان کنن.

کارشناس مطبوعات (رو به دوربین): بنده عرضی داشتم جناب! سال 96 که جنابعالی...

سرمربی (حنجره اش از توی گوشی میفته کف استودیو): چه شما بخواین، چه نخواین، تیم سال 96 بهترین تیم کهکشان راه شیری در هزاره ی دوم بوده و به گفته ی فیفا بازی ایران – کره هر روز تو مدارس فوتبال تدریس میشه. شخص پیتر ولاپان با بازی ایران – کره عکس یادگاری می گیره و بن همام گفته اگر بازی ایران – کره و آن شش گل کذایی نبود آسیا بزرگترین قاره ی دنیا نبود و می شد اقیانوسیه.

کارشناس مطبوعات: من هنوز عرضم...

سرمربی: اگر پیکان رو می خواید بگید که مگه من چند صد سال تو این تیم بودم. تیم خودش رفت دسته دو. هرچی هم من بهش گفتم نرو گوش نکرد.

کارشناس مطبوعات: من...

سرمربی: اگر تیم المپیک رو می خواین بگین که ما تا شب بازی با کره صعودمون قطعی بود. من تو لابی هتل نشسته بودم که یک دفعه یکی زنگ زد و گفت برادر جواد...(بغض) تو خونه نشسته بوده که... گاس هیدینگ هم بود تیمش از هم می پاشید... اهه! اهه! اهه! ( همه می زنند زیر گریه دوربین انگار زلزله شده باشد تکان می خورد یکی از کارشناس ها غش می کند و تیتراژ پایانی برنامه می آید.) 

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳
تگ ها :