17.

یک پنجره

آن ته روشن است.

آبی کمرنگ.

موسیقی به انتها رسیده.

کسی خوابش برده.

کامیونی می گذرد...

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳۱
تگ ها :