10.

نگاهت فراموشی بود.

نگاهت از سرزمینی بی تاریخ می آمد

که خاطرات مردمانش

هفته ای یک بار آپدیت می شود.

من رنج بی آلزایمری کشیده ام.

نگاهت آلزایمر وجود من بود.

یک لحظه یادم رفت

قبض برقی در جیبم است

و دارم به یک تکه نان بربری گاز می زنم.

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢۸
تگ ها :