با آنفولانزای خوکی چه کنیم؟ یا آنفولانزای خوکی با ما چه می کند.
از آنجایی که به هر حال در این مملکت باید با هرچیزی یک کاری کرد لطفا جهت پیشگیری و درمان نکات زیر را رعایت کنید:
1. خود را در معرض آنفولانزا قرار ندهید.
ضرب المثل جدید: خیلی خوش آنفولانزایی خودت را در معرض آنفولانزا هم قرار می دهی.
تبصره1: اگر شیر یارانه ای یا لامپ کم مصرف ارزان قیمت دادن خودتونو در معرضش قرار دادین هم دادین.
تبصره2: لااقل اگر در معرض اش قرار گرفتید معرض را با گچ علامتگذاری نموده و به 110 یا هر انسان کت و شلواری که دیدین اطلاع دهید.
2. از دست دادن، پادادن، روبوسی و توبوسی به شدت پرهیز کنید.
توضیح: دانشمندان سرگرم بررسی موارد دو و چهار هستند اما شما پرهیز کنید می میرید اگه توبوسی نکنید؟ دهن آدم را باز می کنن!
3. از حضور در اجتماعات بالای یک نفر به شدت پرهیز کنید.
خبر پزشکی: گروهی از دانشمندان سوئدی دریافته اند عدم حضور در اجتماعات بالای یک نفر نه تنها به پیشگیری از آنفولانزای خوکی کمک می کند بلکه مانع از ظهور کبودی بر روی بدن می شود. جل الخالق!
4. از سوار شدن به اتوبوس های BRT جدا پرهیز کنید.
توضیح: اصلا بحث خودتون نیست که. چون شما قطعا در اثر فشار وارده در اتوبوس های فوق حامله می شوید به فرزند دلبندتان رحم کنید.
5. از رفتن به باغ وحش تهران جان بچه هاتون پرهیز کنید.
جریان سیال آنفولانزای خوکی: درست است که در باغ وحش تهران خوک نگهداری نمی کنند ولی دانشمندان ربط این را هم دریافته اند: شما به باغ وحش تهران می روید، از دیدن وضع رقت انگیز حیوانات آنجا افسرده می شوید، به خانه بر می گردید و خودتان را در معرض آنفولانزای خوکی قرار می دهید.
6. از حجاج عزیز دوری گزینید.
پلاکارد تبریک حج جدید1: حجکم مقبول! تو رو به حجی که رفتی بی خیال ما شو!
پلاکارد تبریک حج جدید2: حاج آقا و حاج خانم فلانی حجتان مقبول. از طرف اعضای خانواده. پانوشت: راستی مامان ما یک چند روزی رفتیم دماوند. غذا توی یخچال هست. یکی از بچه های دانشگاه می آید جزوه بگیرد از پنجره برایش بنداز پایین. اگر حال بابا بد شد به ما زنگ بزن که به اورژانس زنگ بزنیم. مواظب خودتان باشید.
7. بازیکنان لیگ برتری از تف کردن روی همدیگر، روی توپ جمع کن ها، توی میکروفون، کف دستکش قبل از دفع ضربه ی پنالتی جدا پرهیز کنند. بازیکنان خاطی مثل کسانی که تکل بزنند یا نگاه چپ به سمت جایگاه بیندازند به اشد مجازات می رسند یعنی همان کنار زمین توسط ناظر فدراسیون و آبدارچی کمیته انضباطی و شخص ژنرال تف باران می شوند.
8. از دیدن برنامه های حاجیلو، آگهی های بازرگانی، ورزش از شبکه ی دو، بیست و سی و خلاصه هرچیزی به جز نود حتا برفک ساعت چهار صبح شبکه ی سه جدا پرهیز کنید.
ربط به شقیقه: شما هر برنامه ی تلویزیون به جز نود را که ببینید افسرده می شوید. می روید سر یخچال قرص ضد افسردگی بخورید می بینید سیصد تایی که اول ماه خریده اید تمام شده. خود را در معرض آنفولانزای خوکی قرار می دهید.
9. از رفتن بچه های خود به مدرسه جلوگیری کنید بگذارید همینطور بی سواد و بدبخت و معتاد باقی بمانند.
تبصره1: به دلیل شوق بالای تحصیل اگر نتوانستید از رفتن بچه ها به مدرسه جلوگیری کنید لااقل از برگشتن شان جلوگیری کنید که خودتان نگیرید!
تبصره و نوستالژی: اگر هنوز هم در مدرسه ای مثل زمان ما علم و ادب و گل و بلبل را با خط کش توی مخ بچه ها فرو می کنند خواهش می کنم خط کش را مثل دستمال و لیوان جزو لوازم شخصی به حساب بیاورند و پدر و مادر عزیز بخرند بدهند دست بچه که به مدرسه بیاورد و در صورت لزوم به معلم عزیز ارائه دهد.
10. هر روز صبح کمی سم در یک لیوان آب حل کرده، غرغره کنید. شما را نه تنها در برابر آنفولانزای خوکی مصون می کند بلکه در برابر سارس، طاعون سوسکی (بیماری سال 2010)، تب خال موش کوهستان (بیماری سال 2011)، سکته ی خارخاسکی (بیماری سال 2012)، حصبه ی پدر پسر شجاع (بیماری سال 2013)، سرخک سگ آقای پتیول (بیماری قرن بیست و دوم)، رعشه ی سرندی پیتی، زلزله، رفتن به زیر اتوبوس جهانگردی، آلودگی هوا، امواج پارازیت سرگردان، حرکت به سمت زمین با شتاب نه و هشت دهم متر بر مجذور ثانیه به همراه یک فروند هواپیمای توپولف، سبقت غیرمجاز در هزار چم، ماندن لای در مترو، مرگ بر اثر خوشی مفرط، مصونیت پیدا می کنید.
11. به سبک مجری ها و گزارشگرهای خنک رادیو؛ سعی کنید با بیماری دوست شوید، بیماری دوست شماست، بیماری همراه شماست، به ویروس لبخند بزن هموطن! همین الان من یه هموطن رو می بینم که ماسک زده، سرحال و پرنشاط یه روز پر از کار و تلاش و سازندگی رو شروع کرده. هموطن اگر برای هموطنان ما، در جای جای کشور پهناورمان پیامی داری از همان جایی که هستی داد بزن، نزدیک تر نیا.
هموطن دو دقیقه مثل از کرخه تا راین سرفه می کند.
12. دستان خود را مدام با آب و صابون بشویید.
تبصره تحول اقتصادی: چون طرح تصویب که شد هیچی کم مانده نماینده های عزیز ملت بروند در خانه ی مردم شیر فلکه ها را هم ببندند، بعد از گرانی آب می توانید دست تان را به جای آب و صابون با آبمیوه و صابون، ایستک و صابون، دوغ و صابون، آبهای نیلگون خلیج همیشگی فارس و صابون، آب حیات و صابون بشورید.
13. دعا کنید واکسن آنفولانزا هیچوقت وارد مملکت نشود.
توضیح: چون اگر وارد شود حتما به دلایل دیگری می میرید: صنف دلالهای محترم و آسیب پذیر پول خونشان را خواهند خواست آنوقت مجبورید قلب یا کلیه تان را بفروشید و واکسن را بخرید، در صف خرید از هفت نقطه جر می خورید، بعد از یک مدت هم معلوم می شود واکسن ها سرطان زا بوده، بعد که از تمام این ها جان به در بردید اگر در تونل توحید فرو نروید جلوی یک کیوسک روزنامه فروشی می ایستید و از زور خوشی جا در جا سکته می کنید.
14. به دانشمندان جوان کشور اعتماد کنید.
مثال: دیروز در خبرها آمده بود که دانشمندان کشور کشف کرده اند خرما مانع پوسیدگی دندان می شود. واقعا جای تشکر دارد. تمام مشکلات ملت حل شد. من واقعا مانده ام این نخبه ها چرا لاتاری برنده نمی شوند بروند مشکلات پزشکی، ورزشی، ارزشی ینگه ی دنیا را هم حل کنند. فکر کنم اگر با همین سرعت پیش بروند دویست سال دیگر خودمان می شویم یکی از صادرکننده های واکسن آنفولانزا و از خروج میلیون ها دلار ارز جلوگیری می کنیم. دست همه درد نکنه.
15. از خیابان ولیعصر و جوردن عبور نکنید.
رابطه ی علت و معلولی: شما ساعت ها در ترافیک می مانید و فقط چند سانتیمتر جلو می روید. عصبانی می شوید. پوست بدنتان ترک می خورد و دراکولای وجودتان بیرون می زند. از ماشین پیاده می شوید. برای رسیدن به معاون ترافیکی شهردار هرکه را سر راه خود می بینید گاز می گیرید. بر اثر خوردن خون آلوده می میرید. روابط عمومی شهرداری اعلام می کند شما بر اثر آنفولانزای خوکی مرده اید و یک طرفه کردن خیابان ولیعصر بیگناه است. شهرداری اتوبان مدرس را هم یک طرفه می کند.
16. هیچ کاری نکنید.
زیرزمین 2 با شرکت سرکار خانم بهاره رهنما و دیگر نویسندگان (بازیگرنماها):
مواد لازم جهت دو سال زندگی در زیرزمین و هیچ کاری نکردن و دوری از آنفولانزا: چند کارتن کنسرو لوبیا، چند تن اورانیوم جهت ساخت کاردستی، دو بسته ی هزارتایی سیگار بهمن، یک جلد از کتب هریک از اهالی سینما که اخیرا چون ثروت و شهرت را در ادبیات دیده اند و عکاسی و خراطی و منبت کاری و مینیاتور و قلم کاری و خطاطی روی برنز دیگر از سکه افتاده کتاب چاپ کرده اند محض عبرت، چند سری پرینت از سخنان سرکار خانم رهنما در باب ادبیات و دیگر رازهای هستی جهت تسکین آلام، یک دستگاه ضبط صوت جهت پخش مداوم آهنگ ملی، میهنی ((خانوم ببخشید)) جهت افزایش طرب.
مطلب را با مطلع این ترانه که نشان می دهد هنر نزد ایرانیان است و بس به پایان می رسانیم: اگه میگی دوسم داری/ واقعا رژیم داری/ پاشو، پاشو برقص واسم/ یه کم آب شه اون شیکم...(آقایون دس...خانوما رقص...)
پایان
پانوشت (پی نوشت!): یادم رفت... بابا عطسه می کنید دست تان را (داخل آرنج را. به خدا جدی می گم این روش اصولیشه.) بگیرید جلوی دهان تان، دست تان را نمی گیرید، عضو شریف تان را بگیرید. همه چیز را باید گفت. آخه اگر تکامل را هم در نظر بگیریم تو این هفت هزار سال باید می فهمیدید اخ و تف نکنید تو پیاده رو یا دست تان را با درخت پاک نکنید، با آن دستی که تویش عطسه کرده اید دست آن برادر نابینا را نگیرید ببرید آن طرف خیابان، بگذارید برود زیر ماشین، لپ بچه ها را نگیرید، خوش تان می آید یک گوریل بنفش پانزده متری عرقو لپ شما را بگیرد بگوید چطوری گوگولی مگول!؟ سکته ام دادید.
نظرات ()


