فراخوان شرکت در اولین دوره اقرار به دزدیهای کوچک و بزرگ با عنوان " من یک دزدم."

از آنجایی که انگار همه به حق مولف علاقه داریم و آن را می ستاییم ولی معلوم نیست چرا هیچکدام مان (جز برای سریال آن شازده) به روی مبارک مان نمی آوریم، اینجانب به عنوان سوسک کوچکی از اجتماع بر آن شدم اولین فراخوان اقرار به کپی هایی که از روی سی دی های فیلم یا موسیقی یا نرم افزار کرده ایم که اصلش در بازار موجود بوده را پایه گذاری کنم. من هنوز به بیسوادی و تنبلی فرهنگی و هنری تاریخی مان ایمان دارم و در صورت موفقیت این طرح و خوددزدشناسی عزیزان هموطن، به زودی فراخوان های " من یک بیسوادم." ، " من یک ک...ن گشادم." و " من یک دروغگوی پستم." و غیره نیز اعلام خواهد شد. برای شرکت در این فراخوان به موارد زیر توجه فرمایید:

١. هرکس می تواند در سایت یا وبلاگ یا دفترچه یادداشت یا روی بازویش یا روی جعبه ی دستمال کاغذی مواردی را که به جای خرید محصول فرهنگی یا نرم افزاری موجود در بازار آن را از دوست یا رفیق یا دخترعمو گرفته و کپی کرده یادداشت کند. اصلا می تواند یادداشت نکند و در حال قضای حاجت یا گوشه ی حمام یا زیر لحاف فقط به آن موارد فکر کند.

٢. سی دی ها یا دی وی دی ها باید محصولات فرهنگی یا نرم افزاری ایرانی باشند. خارجی ها که خون شان هم مباح است!!

٣. هرکس دلش خواست، برود اصل جنس دزدی را بخرد، اگر دوست نداشت هم نخرد. بیچاره مال باخته ها که ادعایی ندارند و دست شان هم که جز به عضو شریف دوستعلی به جایی بند نیست.

۴. شعار فراخوان این است: همه دزدیم، شما چطور؟

۵. همین.

و اما اقرارهای من به ترتیب از شترمرغ دزدی تا قالپاق دزدی:

١. تمامی آلبوم های استاد شجریان:

آقا! تو رو خدا صورتم رو که سهله همه جامو شطرنجی کنید. واقعا کسی نمی تواند عمق شرمندگی مرا متر کند. آقایان! خانم ها! من یک دزدم و واقعا نمی توانم خودم را توجیه کنم. هرچه فکر می کنم می بینم اصلا جمع موارد زیر با هم جور در نمی آید:

الف. من برای این مرد بزرگ بسیار احترام قائلم.  ب. اصلا به نظر من واژه ی استاد هم نمی تواند میزان علاقه و احترام مرا به شجریان نشان بدهد. ج. برای کنسرت اش با رضا و رغبت کلی پول می دهم. د. آنوقت آلبوم هایش را از دوستان می گیرم کپی می کنم.

نتیجه: معتاد مریض است مجرم نیست.

٢. آلبوم ری را (سهیل نفیسی):

چه بگویم که زبان قاصر است! تنها خواننده ی ایرانی زنده ای که حسرت دیدن اجرای زنده اش را دارم (منظورم این نیست که کنسرت های بقیه ی خواننده های زنده ی ایرانی مثل امید و ابی و کامران و هومن را رفته ام، فکرش را بکنید، امید!!)

آقای نفیسی مرا ببخش. آلبوم ترانه های جنوب ات را خریدم. (آن را هم نخریدم و یکی برایم خرید.) به هرحال ببخش. من یک دزدم ولی دزد نخواهم ماند. پشیمانم.

٣. آلبوم ترنج (نامجو)

تنبلی کردم و چون از اینترنت گرفته بودم نرفتم بخرم. نامجو که جانش را برداشت و رفت، بیایید آلبوم های سهیل نفیسی را بخریم تا اسم اش تو لاتاری درنیامده که آن وقت پشیمانی سودی ندارد.

۴. فیلم تهران انار ندارد.

خواستم 1500 تومان صرفه جویی کرده باشم و با این صرفه جویی ها بتوانم در رامسر کاخ بخرم. از آن طرف 2000 تومان می دهم می پرم ترک موتور که یک وقت به وزارتخانه ام دیر نرسم، می رویم فست فود، پیتزا شاهدونه می خوریم و 10000 تومان سبک می شویم، می رویم سرزمین عجایب 20000 تومان خالی می شویم، می رویم سینما فیلم خدا نصیب گرگ بیابان نکند نفری 4000 تومان می ریزیم تو دخل امثال...  و و و (ببینم کسی دفاعی از ... نداره؟)

۵. علی سنتوری (مهرجویی)

بعله. دیدمش. گاهی بین اش می رفتم از اتاق بیرون که عذاب وجدان نگیرم، مثل این فیلم هایی که صدا و سیما هر 20 دقیقه یک بار الکی قطع می کنه و زندگینامه ی سیاهی لشگرهایش را پخش می کنه که مال حروم به خورد ملت نداده باشه یک وقت خدای نکرده!

بدیهی است فهرست دزدی های من بیش از این هاست و با کمی فکر کردن این سیاهه کامل خواهد شد.

پایان

    

 

 

 

 

 

 

 

   

  
نویسنده : حامد حبیبی ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
تگ ها :